اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بررسی مطالب مطرح شده از سید (اول درس متفرقه) 19/11/1432

جلسه ۷۴۲

18
  •  و ایشان هم نگذاشت كه دستش را ببوسد، وقتی آمدیم بیرون، مرحوم آقا انگار مثلًا چه شده! گفتند: خب من كاری نمی‌خواستم بكنم! می‌خواستم دستش را ببوسم! خب چرا نگذاشت؟ اصلًا به حال تعجب! خب مگر چه اشكالی دارد؟ حالا بیایند بگویند بله ما می‌خواستیم دست ایشان را احتراماً ببوسیم! باید شما نگاه كنید، یاد بگیرید!

  •  نه! گفتند: خب من داشتم دستش را می‌بوسیدم، خب چرا نگذاشت؟ چرا ممانعت كرد؟ بعد این را ایشان به ما فرمودند: كه من وقتی در را باز كرد و نگاه به او كردم، انگار خود آشیخ عبدالجواد در را برای من باز كرده و من آن روح و نفس او را در این دیدم، و در این سیما، این مسئله را مشاهده كردم. ببینید! قضیه این است! مسئله این است! این مطالب بزرگان، این‌ها به چیزهایی حكایت می‌كند.

  •  آنوقت آقای مرحوم آسیدعبدالباقی را آوردند داخل و بعد خیلی خوشحال بودند. و مطالبی ایشان در آنجا گفت كه من خودم بودم، یكی‌اش این بود، اسم آوردند، ولی من اسم نمی‌آورم، البته شاید هم یك بار گفتم، گفت من از یكی از این آقایان ـ كه اسم آورد ـ در روز قیامت نمی‌گذرم، نمی‌گذرم! زیرا در آن موقع ـ ایشان طلبه بوده و تا لمعه هم خوانده بود ـ من خیلی شوق داشتم و این آقا آنقدر از روحانیت بد گفت، كه مرا منصرف كرد و علاقه‌ام را از بین برد و من به طور كلی اصلًا جدا شدم!

  •  البته خب بالاخره خودشان هم مقصرند! نه این‌كه ایشان صرفاً مسئول باشند. ولی به عنوان جزء العلّه و گفت كه من در روز قیامت از ایشان نخواهم گذشت.

  •  خب این ماجرا حكایت از این قضیه وحدت می‌كند كه چطور خود انتساب موجب احترام است. صحبت این بود كه چطور انتساب موجب احترام می‌شود. خب همراه با این، یك مسئله دیگر هم هست و آن مسئله، خود شخص است و به خوبی و بدی خود شخص برمی‌گردد. این دو جنبه با هم هستند.