
جلسه ۷۴۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بررسی مطالب مطرح شده از سید (اول درس متفرقه) 19/11/1432
جلسه ۷۴۲
13لذا در زمانی كه آدم را خدا خلق كرده، پسرش هم هنوز به دنیا نیامده، تا چه برسد به این كه زمان پیغمبر برسد و نوبت اداره امكان به عهده پیغمبر باشد، آن زمان، ولایت پیغمبر پدرش را به كمال رساند! این چطوری میشود؟! و الله من نمیفهمم! من نمیفهمم كه یك امر عدمی كه هیچ كاری از او بر نمیآید و شش هفت هزار سال بعد قرار است بیاید، چگونه آن كسی كه قبلًا هست را به كمال میرساند؟! تا او كارهای نباشد كه نمیتواند كسی را به كمال برساند! تا او در همان موقع وجود عینی نداشته باشد كه نمیتواند. حالا هرچه شما میخواهید، بگویید. این به خاطر این است كه ذهن ما خیلی با مسائل حسی ارتباط دارد!! به واسطه این، مشكل است كه برای ما درك بكنیم كه چطور این امر حقیقی و امر واقعی عینیت داشته باشد؛ اینجا را فهمیدیم؟ حالا بیاییم سراغ ابن فارض رضوان الله علیه:
إنّی و إن کنت ابن آدم صوره *** و لکن فی معنی شاهدٌ بأبوّتی1! پس حالا معنی این شعر را فهمیدیم.
ولکن فی معنی شاهدٌ بأبوّتی، الآن یك دفعه آمد به ذهنم كه از نقطه نظر صوری، بله ما شش هفت هزار سال فاصله داریم ولکن شاهدٌ بأبوّتی! اینجا دیگر باید ساكت شد و یك خرده باید دهان را ببندیم، بله، میترسیم دیگر. حالا این را هم كه گفتیم بعدا تركشهایش برنخورد بهمان. گرچه بگوییم و نگوییم تركش میآید، خیلی فایده ندارد. آن وقت دیگر تركش نیست ها! لوله توپ است!
اینجاست كه دیگر كلام عرفاء خلاصه همه معنای خودش را میدهد كه چطور آن حقیقت ولایت، كه آن حقیقت، حقیقتِ واحده است، آن در عینیت خارجی، شامل این فرد میشود و وقتی كه شامل شد، دیگر در آنجا دوئیت نیست. اینجاست كه مرحوم آقا میفرمودند كه: من وقتی نگاه به او میكنم، انگار نگاه به پیغمبر میكنم، معنا پیدا میكند2. اینجاست كه ایشان میگویند وقتی كه شما بگویید این را بخور، این را میخورم، همان طوری كه رسول خدا میگوید؛ هان! مرحوم آقا اینها را آن موقع فهمیده بودند! ما فهمیدیم یا نفهمیدیم، معلوم نیست. همچین نیمه كاره یك چیزهایی به گوشمان خورده و داریم سَمبَل میكنیم. ولی ایشان به واقع میگفتند؛ و درست میگفتند. پس یك خرده باید بیشتر فكر كنیم و زود نگوییم كه آقا این چه حرفهایی است؟ آی تشریع شد! آی تشریع محرّم شد! آی باید كلام اولیاء را بر قرآن عرضه بداریم، مطابق بود بپذیریم، نبود به دیوار بزنیم!
- امام شناسى، ج ٥، ص ١٠٠ و معاد شناسى، ج ٥، ص ٣٥ و حريم قدس، ص ١٤
- روح مجرد، ص ٦ ٨٣
