
جلسه ۷۴۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بررسی مطالب مطرح شده از سید (اول درس متفرقه) 19/11/1432
جلسه ۷۴۲
11تلمیذ: این كه دیگر حجت نیست، آن مصداقش در عالم مادّه است.
استاد: حجت؟ نه! كه گفته؟
تلمیذ: عنوان حجتیت زمانی صدق پیدا میكند كه شخص در خارج وجود عینی خارجی داشته باشد.
استاد: از كجا؟
تلمیذ: در خودِ حجت ما یحتجّ به.
استاد: خب ما یحتجّ به. ما هم میگوییم ما یحتجّ به.
تلمیذ: آخر ما كسی را كه ندیدهایم و نمیدانیم.
استاد ـ شما ندیدهاید! ولی هست!
تلمیذ: خب ما كسی را كه نبینیم كه نمیتوانیم به او تأسی كنیم!
استاد: تأسّی نه! ما یحتجّ به یعنی آن كسی كه در مقام استناد، و در مقام استعداد وجود عینی داشته باشد، نه وجود ذهنی. این را میگویند حجت؛ و این هم بوده. الآن مسائلی كه در هفته آینده اتفاق میافتد وجود عینی دارد یا ندارد؟ بله، تمام شد! این میشود حجّت. حتما لازم نیست كه بنده ببینم او را. كه در زمان پیغمبر و قبل از پیغمبر وجود خارجی داشته كه شما بگویید این حجت بوده و خدا مثلا قایمش كرده در یك غاری؟! خب ما كه نمیتوانیم بر اساس یك احتمال چیزی بگوییم.
تلمیذ: این حجت كه همان معنای خلیفه است، نسبت به حضرت آدم داریم ...
استاد: خب باشد
تلمیذ: خب در این صورت ما میتوانیم انبیاء سلف را و آن نوابشان ...
استاد: اگر حضرت آدم بوده، پس چرا حضرت آدم به خمسه طیبه متوسل میشود؟
تلمیذ: از باب استكمال است.
استاد: معصوم نمیتواند خلاف كند! حضرت آدم این استكمالش به جای خودش، صحبت در این است كه در اداره و تدبیر عالم، عصمت مطلقه شرط است. این عصمت مطلقه كه در حضرت آدم محقق نیست، اشتباه كرده، ـ حالا دارد در آن مراتب هرچه میخواهید شما بگویید ـ بالاخره حضرت نوح در كشتی، توسل به خمسه میكند، حضرت سلیمان، حضرت آدم، همه اینها توسل میكنند. حضرت موسی، عیسی، مگر نداریم؟ حتی از آثاری كه الآن هم پیدا میشود در تمام اینها این توسل معلوم بوده، تا وجود عینی و خارجی ولی نباشد! حضرت موسی به كه میخواهد توسل كند؟ به كسی كه میخواهد بعد بیاید؟!
