
جلسه ۷۴۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بررسی مطالب مطرح شده از سید (اول درس متفرقه) 19/11/1432
جلسه ۷۴۲
21در این عالم و در این وادی رفتن، آدم آن موقع میشود فیلم. یعنی شدهایم ها! یعنی آدم باید خودش را حفظ كند. آن واقعیت خودش را باید نگه دارد!
امام در همان موقع كه میگوید خدایا من گناهكارم، عرضه میكند به پروردگار: خدایا من گناهكارم و تو راحم هستی، در همان موقع دارد بر ملك و ملكوت حكم میراند. در همان موقع! چرا؟ چون ولایت جداست، آن مسئله ولایت جنبه واسطی دارد، خدا ظهورش را در این قرار داده و همین مسئله عبودیت، هیچ منافاتی با آن درك و حقیقت ولایت ندارد. ما خیال میكنیم، كه باید یك شخصی باشد عبایش را قشنگ بیندازد، عمامهاش را قشنگ اینجوری، یك میل بالا و پایین نباشد، هان؟ دیدهاید؟ ما موقع نماز كه میشود، عمامهمان را، تحت الحنكش را نمیاندازیم، میترسیم! میترسیم دوباره نتوانیم جای اوّلش بگذاریم؛ درست شد؟! نماز را همینطوری میخوانیم!
این همه روایت داریم كه: مَنْ تَعَمَّمَ وَ لَمْ یتَحَنَّكْ فَأَصَابَهُ دَاءٌ لَا دَوَاءَ لَهُ فَلَا یلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ1. مال كیست؟ مال سنیهاست؟ یا برای ما شیعه است؟ عمامه خراب میشود! فرمش به هم میخورد! وای وای وای! بمیرم برای این عمامه! هان؟! فرمش به هم میخورد! درست شد؟!
این مسئله، ما خیال میكنیم باید شخص اینطوری باشد. هان! اینطور! قشنگ، جوراب پوشیده، نعلین زرد، یك عصا هم دستش بگیرد بد نیست، آن وقت این میشود مظهر ولایت و آن وقت میتواند در عالم امامت كند. اما اگر همین، عمامه را گذاشت زمین، عبایش را درآورد، بیل دستش گرفت مثل امام باقر علیهالسلام و زراعت كرد2، هیچ كاری از او بر نمیآید، فقط باید هندوانه بكارد! این تفكر ماست! تفكر ما راجع به امام این است!.
اللهمَّ صلِّ عَلی محمَّد و آلِ مُحمَّد
- الکافى، ج ٦، ص ٤٦١ و مفتاح الفلاح، ص ٣٦٧، للبهائى رضوان الله عليه طبع جامعة المدرسين- قم
- بحارالانوارج ١٠ ص ١٥٧ باب ١٢
