
جلسه ۷۴۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بررسی مطالب مطرح شده از سید (اول درس متفرقه) 19/11/1432
جلسه ۷۴۲
20بله عرض كنم كه این خصوصیات ظاهری كه ما الآن داریم مشاهده میكنیم، مال خود فرد است. در این خصوصیات سعه نفس و سعه وجودی اینها هركدام متفاوت و مال خودش است. طبعاً رسول خدا در مقام علیت و أوّل ما خلق اللَه نور نبیک یا جابر1 جنبه سعه وجودی بیشتری دارد، أمیرالمؤمنین و حضرت فاطمه الزهراء كه موجب خلقت ذراری خودش است. لذا ائمه در مقام بقاء میفرمایند كه: ما به مادرمان نگاه میكنیم، و به او توجه داریم. یعنی آن ظهور و بروز اسماء و صفات كلیه در این مظهر، به نحوی است كه همه ما ائمه باید در مقام بقاء به آن حضرت زهراء بایستی كه توجه داشته باشیم و اتكاء باید داشته باشیم2. پس این در عین حال به آن ولایت كاری ندارد. شما امیرالمؤمنین را میبینید در مسجد كوفه شروع میكند زار زار گریه كردن: الهی، انت الغنی و أنا الفقیر و هل یرحم الفقیر إلّا الغنی. پس ولایتش كو؟ كسی كه ولایت دارد باید اینها را بگوید؟ بله. ببینید موازی میرود جلو الهی أنا العاصی و أنت الراحم و هل یرحم العاصی إلا الراحم3 ... چطور حضرت این را میگوید؟ ولایتش كو؟
در دعای أبوحمزه ثمالی، شما امام سجاد را میبینید این فقرات را دارد. پس ولایت امام سجاد كجا رفت؟ اگر یك كسی بیاید بگوید كه شما كه یك همچنین مطالبی را دارید در دعای ابوحمزه میگویید، پس چرا ما را دارید به خودتان دعوت میكنید؟ شما خودتان در دعای ابوحمزه دارید این حرفها را میزنید! جواب چیست؟
یكی بیاید به أمیرالمؤمنین بگوید شما كه در مناجات كوفه این مطالب را میگویی، پس این دعوت به دنبال اهلبیت پیغمبر مَنْ تَقَدَّمَهَا مَرَقَ وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زَهَقَ وَ مَنْ لَزِمَهَا لَحِق4 ... این حرفها دیگر چیست؟
جواب این است5: آن مسئله ولایت، در مقام اتصال به اوست، ولی این مسئله، در مقام عبودیت است، و چه منافاتی دارد بین اینكه یك شخص در مقام عبودیت این احساس را داشته باشد، ولی در آن مسئله واقع، آن عمل واقع را هم انجام بدهد. لذا در همان موقعی كه دارد گریه میكند و میگوید الهی أنت الغنی و أنا الفقیر، در همان موقع تصرف میكند! در همان موقع ها! در همان موقع كه دارد گریه میكند، فیلم بازی نمیكند مثل ما، ما فیلم بازی میكنیم. ما همهمان تئاتریم، ما فیلم بازی میكنیم ولی این گریههایی كه از چشم أمیرالمؤمنین میآید فیلم نیست، عین هنرپیشهها هستند كه شروع میكنند گریه كردن، آدم میگوید: إ! نگاه كن! چه دلش میسوزد! آدم میخواهد به جای آنها خودش گریه كند! نمیدانم پیاز میچكانند در چشمشان، نمیدانم پشت صحنه چكار میكنند؟ یا اینكه نه اصلًا یكی ممكن است واقعاً گریهاش بیاید! كه دیگر ختم و إند (end) مسئله است! بر میدارد خودش را بدون استفاده از پیاز و سیر و فلفل و سركه ...، اوه، عین ناودان از چشمش اشك میآید و شروع میكند گریه كردن! او دیگر كیست؟! او دیگر كیست؟! باید رفت نزد اینها درس گرفت!!6 نه، نرویم، خوب نیست!
- جهت اطلاع بيشتر پيرامون اين روايت و مسانيد آن به الله شناسى، ج ١، صفحه ٥٣ و ج ٣، ص ١٩٩ و امام شناسى، ج ٥، ص ١٢٩ و ج ١٢، ص ٢٣٨ و معاد شناسى، ج ٥، ص ١٢ و ص ١٤٩ و ج ٦، ص ٢٠٣ و ج ٩، ص ٤٥٢ و مهرتابان، ص ٣٤٩ و روح مجرد، ص ٤١٨ مراجعه شود.
- تفسير اطيب البيان، ج ١٣، ص ٢٢٥
- مناجات اميرالمؤمنين عليه السلام در مسجدکوفه، مفاتيح الجنان
- نهج البلاغه خطبه ١٠٠
- حيات جاويد، ص ٤٧ تا ٦٢
- المنافق يملک عينيه يبکى کما يشاء، نهج الفصاحه، حديث ٣١١٩
