
جلسه ۷۴۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بررسی مطالب مطرح شده از سید (اول درس متفرقه) 19/11/1432
جلسه ۷۴۲
2«خودتان میدانید» را برمیدارد به طرف میگوید: ایشان دستور خاص به من دادهاند! این را میگویند نامردی! نامردی این است دیگر. و خب حالا میخواهد زن بگیرد، برو بگیر آقا. دو تا، سه تا، چهارتا، چهل تا، هرچه میخواهی! جایز است دیگر، برو بگیر! چرا میاندازی گردن یكی دیگر؟! چرا از یكی دیگر خرج میكنی؟! این نامردی است! اینجور آدمها اصلًا عاقبت ندارند! اگر هزار سال هم تا صبح نمازشب بخوانند فایده ندارد. چون ذات خراب است. اگر شب تا صبح دعای جوشن هم بخواند فایده نداره. صبح تا شب روزه هم بگیرد فایده ندارد. اینجایش هم پینه ببندد فایده ندارد! ذات خراب است. آن نفسی كه كج است به سمت تجرد نمیتواند برود اصلًا. دور خودش مثل خر عصّاری میگردد همینطور میگردد. از خدا بخواهیم كه ما را به این روز نیندازد. و الّا درسمان، میشود نامردی! تبلیغمان میشود نامردی! همه میشود نامردی! چرا؟ چون داریم از یكی دیگر خرج میكنیم. و به هوای كس دیگر با مردم صحبت میكنیم، نه به هوای خودمان. به خودمان باشد كه اصلًا جواب سلامشان را هم آدم نمیتواند بدهد. چه برسد به اینكه ...! خدا كند نامرد نباشیم!
بررسی مطالب مطرح شده از سید
بسم الله الرحمن الرحیم
خب آن مقداری كه درباره كلام مرحوم سید باید صحبت بشود، خیال میكنم كه مطالبی را عرض كردیم و گفتیم مسئله قضاء و قدر، در عالم واقع، ابتدای یك نقطه شروع، و انتهاء یك تشخص بالفعل شد. كه آن نقطه شروع، به جنبه استعداد و تهیأ برای تشخص و تعینِ فعلی هست، آن نقطه شروع، به عنوان مقام قضاء تلقی شده در روایات،1 و همینطور از نقطه نظر كیفیت سیر سلسله علیت. و این نقطه شروع از آنجایی كه در دید، و در ذهن ما، قابلیت برای ظهور به مظاهر مختلف را دارد، اسمش قضاء كلی نامیده میشود. و از نقطه نظر دید ما، چون در مسئله قدر تعین و تشخص فعلی لحاظ میشود، به آن مقام قدر اطلاق میشود. و در روایات هم نسبت به این قضیه اشاراتی داریم و مسائلی داریم.
- تفسيرشريف الميزان، ج ١٣، ص ٧٥، کلام فى القضاء فى فصول، طبع دارالکتب الإسلاميه
