اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام سید در کیفیت قضا و قدر کلی 18/11/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۴۱

4
  •  لذا وقتی از انسان سؤال كنند: آیا می‌دانید بر این دانه سیب چه خواهد آمد؟ می‌گویید: نمی‌دانیم. نمی‌گوییم كه در خارج هم این مسئله مبهم است. آن ندانستن را به خود نسبت می‌دهیم، نه ندانستن را به خارج. می‌گوییم باید ببینیم كه در خارج چه خواهد شد. صبر كن ببین كه در خارج چه پیش خواهد آمد. تأمل كن، یك چند صباحی و ببین كه در خارج چه صورتی پیدا خواهد كرد. نمی‌گوییم كه صبر كن ببین در ندانستن من چه تغییری پیدا خواهد شد چون این قضیه ارتباط به ما ندارد این كه یك دانه سیب چه طور بشود، به من ارتباط ندارد، این به خودش مربوط است، به خارج و به آنچه را كه در جوانبش می‌گذرد مربوط است و من فقط یك ارتباط علمی با این پیدا می‌كنم؛ نه ارتباط عینی؛ و نه ارتباط علّی و معلولی و مؤثر و متأثّری. ما آن ارتباط را پیدا نمی‌كنیم؛ ارتباط ما فقط علمی است.

  •  لذا در مسئله تبدل و تعین شخصی، نسبت به یك امر مبهم، مسئله هیچ ارتباطی اصلًا به ما ندارد. و اگر ما بخواهیم روی این یك دانه سیب كاری انجام بدهیم، ممكن است در همین قضیه سلسله علیت و معلولیت خودش گنجانده شده باشد. ولی در تعین مسئله كه این به چه تعینی خواهد رسید، باز آن هم معلوم نیست. حتی ممكن است شما در مقام این برآیید كه این را تبدیل به شجره مثمره كنید، ولی موانع خارجی وجود داشته باشد. اینطور نیست كه شما هر تخمی را كاشتید بعد تبدیل به درخت بشود. نه! از بین می‌رود. آب زیاد بدهید خراب می‌شود، ندهید می‌پوسد، فلان می‌شود ... هزارتا مانع داریم در اینجا. گنجشك می‌آید و تا جوانه از خاك در می‌آید نوك می‌زند و همه‌اش را بر می‌دارد می‌برد. یك چیزهایی كه اصلًا در اختیار ما نیست در اینجا قرار می‌گیرد.

  •  پس بنابراین در مسئله قضاء و قدر، ما باید ببینیم این تعلّق ابهام به عالم قضاء و تعلق تعین و تشخص به عالم قدر، به ذات پروردگار برمی‌گردد؟ گفتیم این قضیه به علم ما برمی‌گردد. یعنی ما در مقام عدم اطلاع بر وقایع خارجیه، وقتی كه نگاه می‌كنیم به یك دانه سیب این حكم را می‌كنیم. حكم ما این است كه ما فعلیت را به همین كیفیت می‌بینیم. دوّم این‌كه این" چه خواهد شد" را نمی‌دانیم؛ از شما سؤال می‌كنم: خب این نمی‌دانیمِ شما، به چه چیزی بر می‌گردد؟ به چه علت و حقیقتی برمی‌گردد؟ از یك طرف ما می‌دانیم كه این یك دانه سیب در آن یك خصوصیاتی هست، یك استعداد ذاتی برای تبدل به یك شجره مثمره‌ای هست، و همینطور این استعداد برای از بین رفتن هم دراو هست. له شدن در زیر دست و پا هم در آن هست. یك دانه فرض بكنید كه به جای دانه سیب، اگر انقدر آهن باشد، آن استعداد از بین رفتن و له شدن را ندارد. هرچه هم شما پایتان را رویش فشار دهید، صاف می‌ایستد و می‌گوید من همینم! بیخود زحمت نكش!