
جلسه ۷۴۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام سید در کیفیت قضا و قدر کلی 18/11/1432
جلسه ۷۴۱
15ولی امام علیه السلام وقتی به خود مینگرد، در خود ماسوی الله را مییابد. ما سوی الله یعنی آنچه كه بر او اطلاق نفس امكان صادق است، در خود مییابد، چرا؟ چون او علت برای افاضه وجود به ماهیات امكانیه، در همه مراتب خود است، پس چگونه است كه علت در ذات خود حائز مرتبه معلول نباشد؟ و این مستحیل است.
پس امام علیه السلام وقتی كه از یك مسئلهای خبر میدهد، از یك قَدَری خبر میدهد، خبر از قَدَر، خبر از تعین خود است و خبر از تشخص خود است. از نقطه اوّل و نقطه شروع، به نقطه ختم.
او از اینجا را خبر می دهد تا اینجا. كه از اینجا شروع میشود و به اینجا مسئله در تعینات خارجیه ختم میشود.
عجیب است ها! دنیا جای عبرت است، ولی ما عبرت نمیگیریم. آن زمان شاه، با این وضعیت ایران و اقتداری كه شاه داشت و نسبت به ارتش و امنیت و اطلاعاتش و این چیزها، واقعاً به ذهن كسی خطور نمیكرد كه قضیهای اتفاق بیفتد، یعنی آنقدر اقتدار بود، كه برای خیلی افراد مسئله اصلًا باور نكردنی بود. امّا وقتی كه آن مشیت خدا بخواهد تعلق بگیرد، یك دفعه همه چیز اصلًا به هم میریزد. استقامت افراد در قبال وقایع آینده، آن استقامت در نفس درهم شكسته میشود. كی این كارها را دارد میكند؟ ما یا خدا؟! خدا رعب را میاندازد وأیده بالرّعب. امام صادق علیه السلام راجع به امام زمان علیه السلام میفرمایند كه: وأیده بالرّعب1. رعب یعنی همین. یك دفعه یك ترس میافتد: وای همه چیز از بین رفت! بزن فرار كن! دیگر تمام شد!
این «بگذار فرار كن» را كی میاندازد در سر آنها؟ بگذار در برو، بگذار فرار كن، وای دیگر چه خواهد شد! این «وای» از كجا میآید؟ ما خیال میكنیم كار ماست. نه آقا! كار ما نیست! از یك جای دیگر است. این «وای!» كه میآید در آنجا. این وای از كجا میآید؟ این مربوط به یك جای دیگر است.
- اکمال الدين شيخ صدوق رضوان الله عليه، ج ١، باب ٣٢، حديث ١
