
جلسه ۷۴۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام سید در کیفیت قضا و قدر کلی 18/11/1432
جلسه ۷۴۱
8یك انسانی را در خارج تصور كنید كه وزنش نه هفتاد باشد، نه صد باشد ... اصلًا نمیشود! اصلًا تصورش در خارج ممكن نیست، بله، مقام ابهام در ذهن است، ذهن به واسطه انتزاع حقیقت طبیعیه ماهیات، قطعاً باید یك امر مبهمی را كه بتواند مصداقیت اصناف مختلفه و اعیان مختلفه را در خود جای بدهد، این را در ذهن تصور میكند. اگر انسان این را تصور نكند، آنگاه چگونه ممكن است كه بگوید هذا انسانٌ و هذا انسانٌ در حالی كه هر دو، دو رنگ مختلف دارند، دو سایز مختلف دارند، دو وزن مختلف دارند، دو قد مختلف دارند، چطور ممكن است انسان با عدم تصور طبیعی ماهیات بتواند آن مصادیق خارجی را برای این در نظر بگیرد؟ این اصلًا امكان ندارد.
امّا همان امر مبهم را، همان امر مبهمی كه فقط به او جنبه طبیعی مسئله اعطاء شده، اگر آن امر مبهم را در نظر بگیرید، باز خودش نسبت به انواع دیگر میشود مختلف و متعین. همین كه شما وجودی را در ذهن تصور كردید كه این وجود قابلیت برای مصادیق متعدّدهای دارد، نمیتوانید یك نوع دیگری را در این نوع خاص شما سریان بدهید و دخالت بدهید. دیگر گوسفند نمیتوانید تصور كنید، گاو نمیتوانید تصور كنید، البته گاو چرا!! [تلمیح دارد به انسانهای احمق] یا فرض بكنید كه آهن نمیتوانید تصور بكنید. تصور آنها به اصطلاح مغایر با تصور انسان است.
البته چه اشكال دارد كه انسان در ذهنش یك انسان را تصور بكند كه این انسان گاو است؟! اشكال دارد؟! اشكال ندارد! این انسانی كه در ذهنش خیلی چیزها میتواند تصور بكند، خب این را هم تصور میكند دیگر! ماشاءالله! خب این قدرت خداست دیگر! در خارج این كار خداست كه بعضیها را گاو درست كرده!، بعضیها را گاو درست نكرده، در عین این انسانیت، ولی خب بالاخره خود انسان میتواند تصور بكند كه بله، ماشاءالله گاو هم زیاد است! این افرادی كه جنبه اشتراك جنسیشان، غلبه دارد بر جنبه فصلیشان! آخر ما حیوان ناطقیم، اوّل حیوانیم، بعد ناطقیم، میگویند آقا ما اوّل ایرانی هستیم، الآن این ایرانیت، ایرانیتهایی كه درآوردند ... به به به! ماشاءالله! بنازم به این همه افتخارات! عرض كنم كه اوّل ایرانی هستیم، بعد مسلمانیم دیگر! باید به آنها گفت: بله پس قاعدتاً ما اوّل حیوانیم بعد ناطق! ولی بعضیها آن جنبه اوّلشان غلبه دارد بر دوّمشان! مثلًا اینهایی كه میگویند ما چه هستیم و اینها، لابد آن جنبه غلبه دارد بر آن مسئله دوّمی! و لهذا خب به خاطر وحدت كه ما باید با همه وحدت پیدا كنیم، این خوب میشود! منتها اگر قرار است انسان وحدت پیدا كند، با خلایق بیگناه خدا وحدت پیدا كند! چرا با افراد گناهكار و اینها؟ با گاو، خر، بله! الحمدلله خب كم هم نیستند! با آنها وحدت پیدا میكنیم و بله! اقلّاً آنها گناه نمیكنند!
