
جلسه ۷۴۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام سید در کیفیت قضا و قدر کلی 18/11/1432
جلسه ۷۴۱
6پس كیفیت علم عنائی نسبت به اعیان خارجی، بنابرهمین تصور عامیانه و تصور بدوی، نه تصور تحقیقی، حتی اگر بخواهیم این مسئله را ملاحظه بكنیم، در آن امتناع حاصل میآید. كه علم عنائی نسبت به اعیان خارجی صرفاً مثل ما در مرحله ابهام است. باید ببیند، صبر كند، دست روی دست بگذارد كه این دانه سیب در خارج تبدیل به شجره مثمره میشود یا اینكه از بین میرود. آن وقت هرچه در خارج شد میشود قدر! این است؟ خب این كه جهل لازم میآید چون خدا نمیداند كه این چه خواهد شد و علم عنائی ناقص خواهد شد و جهل در ذات الهی موجب بطلان صانعیت و بطلان ربوبیت است.
پس حتی در تصور عامیانه نسبت به علم عنائی و قضاء كلی و قدر جزئی هم، ما باید قائل به این باشیم كه علم پروردگار نسبت به مسئله قدر، عین علم پروردگار نسبت به مسئله قضاست. تفاوتی در اینجا نمیكند. خب، تناقض را ما چطور اینجا برطرف میكنیم؟ چطور ممكن است یك شیء در عین واحد هم مبهم باشد هم مشخص! این محال است! این، در آنِ واحد ـ آنِ واحد ها! ـ خب ممكن است این متبدّل به یك امر دیگری بشود، این كه الان دست من است، این الآن كائوچو و پلاستیك است، این الآن كه به این شكل هست، خب این یك فعلیتی دارد و بعداً چه خواهد شد خب من نمیدانم. من اطلاعی ندارم چه خواهد شد. ولی در شرایط فعلی كه این فعلیت خودش را از دست نمیدهد یعنی در شرایط فعلی وقتی ما حكم به یك قدر جزئی برایش كردیم، نمیتوانیم آن حكم را در حال تعلق از او سلب بكنیم، این میشود جمع بین متناقضین، چطور ممكن است علم عنائی تعلق بگیرد بر یك امر مبهم، در عین حال هم ما اطلاع داریم كه علم عنائی به قدر او هم تعلق گرفته. این میشود جمع بین متناقضین. كه هم مبهم است، و هم در عین ابهام تعین دارد. اگر بر فرض یك صادق مصدَّقی آمد و به ما گفت، و برای ما یقین ـ یعنی یقین! ـ حاصل شد بر اینكه این یك دانه سیب سه سال دیگر كه بیاییم به همین منزل، میبینیم در باغچه تبدیل به یك درخت سیب شده، آیا باز دیگر برای ما ابهامی وجود دارد؟ یعنی در ذات ما دیگر مسئله ابهامی هست؟ نیست دیگر. چون داریم میبینیم دیگر.
