اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام سید در کیفیت قضا و قدر کلی 18/11/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۴۱

5
  •  بعضی از آدم‌ها هم همینطوری‌اند! هرچه در گوششان بخوانیم، مثل همین سنگ، ماشاءالله! مثل سنگ خارا. گفت: حیران آن دلم كه كم از سنگ خاره نیست.

  •  انگار نه انگار كه اصلًا داری در گوشش امّن یجیب می‌خوانی! انگار نه انگار!

  •  خب این اصلا مصداق آیه اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَه ...1 امام حسین گفتند فایده‌ای ندارد ... این فقط از انسانیت دو تا گوش و یك دماغ و دهان و یك شكم را دارد. این؟ یخ! مافی! ندارد! هرچه نصیحت می‌كنی فایده ندارد. حبیب بن مظاهر می‌آید نصیحت می‌كند فایده ندارد. حضرت اباالفضل، فایده ندارد. امام حسین، فایده ندارد! هرچه می‌گوید، می‌گویند: یاالله و بالله بیا با یزید بیعت كن و خودت را راحت كن. غیر از این هم راهی نیست. این مثل همان یك دانه آهن است. كه آدم می‌داند كه این الآن تشخص پیدا كرده. این قلب الان دیگر تشخص پیدا كرده؛ منتها تشخص در ضلالت و تشخص در جهالت. نعوذبالله! ما هم به این‌جاها می‌رسیم ها! گول این عمامه را نخوریم ها! آن‌ها هم عمامه داشتند كه سر امام حسین را بریدند. عمامه سرشان بود. با عمامه بر سر، امام حسین را به قتل رساندند. و الّا سبیل در رفته و چه و چه نبودند. امام جماعت كوفه بودند خیر سرشان!!

  •  خب این حالتی كه برای انسان پیدا می‌شود در این قضیه، این برمی‌گردد به علم انسان. به این‌كه از یك طرف این استعداد ذاتی برای تبدل به شجره مثمره شدن دارد، از یك طرف این استعداد ذاتی برای از بین رفتن هم دارد. حالا آمدیم در مسئله قضاء و قدر در علم الهی. آیا این قیاس را در آنجا هم ما می‌توانیم جاری كنیم؟ ـ البته فعلا ما آن بحثی كه خودمان كردیم راجع به عینیت علم عنائی و كیفیت آن اصلًا حرف آن را نمی‌زنیم و بعد به آنجا هم می‌رسیم ـ اصلًا می‌گوییم علم خدا نسبت به این مسئله قضاء و قدر مثل همین علم ما می‌ماند. یك صورتِ اطلاع بر امر خارجی است. مثل این كه الآن من نسبت به این مسائل خارجی كه اینجا دور و برم هست یك اطلاعی پیدا می‌كنم دیگر كه اینجا چه هست، چه شخصی در اینجا هست، به چه كیفیتی است، این مطالبی را كه دارم می‌بینم، آیا علم عنائی نسبت به مسئله قضاء و استعداد نیز همانطور كه ما آن مسئله ابهام را در كیفیت قضاء لحاظ كردیم آیا در علم عنائی هم همین است؟ این كه محال است، این كه جهل لازم می‌آید. این كه خدا نداند این دانه سیب به كجا خواهد رسید، خب جاهل است دیگر! خدا بگوید صبر كنیم حالا ببینیم چه می‌شود؟! در باغچه حالا این یارو تخم را می‌كارد یا نمی‌كارد!

    1. سوره المجادلة (٥٨) آيه ١٩