اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام سید در کیفیت قضا و قدر کلی 18/11/1432

جلسه ۷۴۱

18
  •  یك دفعه می‌بینید تمام شد. بعد آن‌وقت آن جناب صدام می‌گوید: فرماندهان من، به من خیانت كردند!

  •  برو جمعش كن بابا! به من خیانت كردند، نه، پس! بایستند تا تمام آدم‌ها بمیرند، هان؟ مردم یك جورهایی یك چیزهایی نشان می‌دهند با دستشان، هان؟ منتظری كه همه بایستند تا آن نفر آخر بمیرند تا كسی به تو خیانت نكرده باشد! عذر می‌خواهیم! این یك قلم را دیگر درز بگیرید، از این یكی دیگر صرف نظر كنید. بله! تا یك نفر مانده باید از من دفاع كنید! از صدام دفاع كنید! تا یك خیابان مانده، باید همان خیابان هم از صدام باشد، یا یك محله، یك خانه، یك اتاق، بله، یك تخت خواب، هرچه مانده باید از صدام باشد.

  •  بلند شو برو آقا جان! برو خدا عمرت بدهد! بی‌كاری! درست شد؟ مشیت خدا آمده دیگر آقا جان. دیگر این را نمی‌شود كاری‌اش كرد. آن‌وقت شما در این جریانات اخیر هم همین را دارید می‌بینید. می‌بینید كه این مسائل وقتی برای انسان پیدا بشود، من نمی‌گویم كه حالا ما بشویم مثل آن اولیاء و آن بزرگان و آن‌ها كه همه توجهشان به مبدأ بود، و اصلًا غیر از او چیزی را نمی‌دیدند و احساس نمی‌كردند؛ كه اصلًا این نشدنی است. زیاد هم زور نزنیم! بالاخره این یك مرتبه از شهود است كه آن كیفیت وقتی در انسان حاصل بشود، دیگر توجهش به ظاهر و به سلسله اسباب به طور كلی از بین می‌رود

  •  به به به به! اشعار مولانا، اینجا به درد می‌خورد. رضوان الله علیه.

  • از سبب سازیش من سودایی‌ام‌ *** وز سبب سوزیش، سوفسطایی‌ام1
  •  خب حالا بین این دو چه كار كنم؟ دارد خودش:

  • دیده‌ای خواهم، سبب سوراخ کن‌ *** تا حجب را برکنَد از بیخ و بُن2
  •  این‌ها فقط توجه به چه می‌كنند؟ به مشیت الهی. خب این‌ها اصلًا یك عدّه‌ای خاص‌اند و ما هم قُمپُز در نكنیم و بی‌خود خودمان را به این‌ها نچسبانیم. ولی همین‌قدر می‌دانیم كه اگر یك حرف درستی هست در این‌هاست. حرف حقّ در این‌هاست. حرف حساب در این‌هاست. هزارجور ما حرف از بقیه شنیدیم، ولی این‌ها یك حرف می‌زنند. حرفشان دو تا نمی‌شود. یكی است. بقیه نه. امروز: آقا باید اینطور كرد، باید آنطور كرد.

    1. مثنوى معنوى دفتر اوّل: بيان خسارت وزير در اين مکر ...
    2. مثنوى معنوى دفتر پنجم: بيان آنکه عطاى حق و قدرت موقوف ...