
جلسه ۷۴۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام سید در کیفیت قضا و قدر کلی 18/11/1432
جلسه ۷۴۱
16حالا شاه رفت، ولی موقعیت صدام، موقعیتِ ثابتتری بود، یا موقعیت شاه؟ صد برابر شاه بود! این صدام از نظر قدرت نفسانی ...، اصلًا شاه آدم ترسویی بود، اصلًا قدرت نفسانی نداشت، خیلی آدم بیعرضه ای بود، خیلی سریع متحول میشد و ترسو بود و اصلًا شاكلهاش اینگونه بود. فقط به باد و بود اطرافیانش تكیه داشت. و الّا خودش اصلًا شخصیتی نبود. ولی صدام موجود عجیبی بود! یك جانوری بود كه از نقطه نظر قدرت روحی و نفسی، شكست ناپذیر بود. یعنی تا دم در خانهاش اگر تانك میآمد، همینطور میایستاد نگاه میكرد! یك همچنین آدمی بود، خب این آدم از بین نمیرود. یعنی این چیزی نیست كه انسان بخواهد با همین سلسه علل ظاهری او را سست كند، زیر پایش را خالی كند. یك روز مرحوم آقا رضوان الله علیه ـ من این جمله را از ایشان یادم هست ـ میگفتند: بعضیها تصور میكنند كه نفسشان بر نفس این میتواند غلبه كند. و میتواند بر او غلبه كنند! ولی اشتباه میكنند! نفس او قویتر است و او غلبه خواهد كرد!
بله، این از آن چیزهاییست كه من نگفتهام به كسی. و دیدیم كه چه شد. نفس او قویتر است!. ولی خب در شیطنت! در سبعیت، در وحشیگری دیگر، بالاخره او، یك حیوان وحشی ... یعنی اگر ما حتی یك در هزار، در میلیون، احتمال رفتن شاه را میدادیم، آن احتمال را هم در صدام نمیدادیم! مگر یك احتمال عقلی؛ خب به خاطر آن مسئله امكانیتش، كه امكان است. و الّا امكان وقوعیاش ابداً! ابداً! ولی وقتی كه احساس كردیم هان! آن مشیت و آن اراده، تعلق گرفت و قرار است بیاید، دیگر به هر آب و آتشی خودش را زد، به هر آب و آتشی زد، وقتی آن مشیت قرار است بیاید، دیگر این تانك و توپ و گلوله و بله، فدایی و این افراد، همه گیوهها را میكشند بالا و بگذار در برو! بگذار در برو، كه تا حالا هم اینجا ایستادی بپّا حالا دنبالت نكنند!
