اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام سید در کیفیت قضا و قدر کلی 18/11/1432

جلسه ۷۴۱

14
  •  امام رضا علیه السلام اطلاع دارد بر این جنین، جنینی كه اصلًا منعقد نشده، مأمون می‌گوید دعا كن یابن رسول الله خداوند به من فرزندی بدهد از مثلًا فلان شخص. حضرت می‌فرمایند كه خداوند به تو فرزندی خواهد داد، هنوز اصلا چیزی هم نشده. هنوز اصلًا جنینی وجود ندارد. خواهد داد، به این شكل و به این خصوصیت: اشبه النّاس بأمّه. به مادرش از همه شبیه‌تر است1. امام رضا تا نبیند، از كجا این‌ها را می‌گوید؟ چرا من بلد نیستم بگویم؟ چرا شما بلد نیستید بگویید؟ چرا او بلد است؟ چون او دارد می‌بیند. چه را دارد می‌بیند؟ عكس را دارد می‌بیند یا خارج را دارد می‌بیند؟ عكس بدون خارج كه صورت ندارد. حقیقتی ندارد. دارد چكار می‌كند؟ آن خارج را دارد می‌بیند. آن خارج را چرا او می‌بیند، ما نمی‌بینیم؟ این به خاطر این است كه او در سلسله علیت قرار دارد. به خاطر این كه خودش علت العلل است. امام رضا خودش علت العلل است برای همه اعیان خارجی و كلّ شیء أحصیناه فی نفس امام رضا2! این آیه را من درست كرده‌ام!

  • وَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ3 امام مبین امام رضاست دیگر4. همه كلّ شیء نه فقط صورت، كلّ شیء، تعین خارجی، تمام تعین خارجی را ما در نفس امام رضا گرد آوردیم. پس امام رضا به چه نگاه می‌كند و می‌گوید أشبه الناس بأمّه؟ به خود نگاه می‌كند! نه به چیز دیگر! به خود وقتی به خود نگاه می‌كند، این حقیقت را در خود می‌یابد. این واقعیت را در خود ملاحظه می‌كند، بعد می‌گوید ... بعد ما خیال می‌كنیم هان! این چه شده؟ وصل شده به یك جایی، خدایا! خدا هم یك خطوری به سرش زده، آورده و كه این مثلا اینطوری برای ما بگوید!

  •  می‌گویند عجیب! عجب! می‌گویند خدا به ذهن امام رضا علیه‌السّلام این را انداخته كه الآن این را اینطوری بگوید. خب خدایا به ما هم بده! به ما هم بده!

    1. عيون اخبارالرضا عليه السلام، باب ٤٨، حديث ٤٤
    2. تفسير الصافى للفيض رضوان الله عليه ذيل آيه: عن امير المؤمنين عليه السلام انّه قال انا و اللَّه الإمام المبين ابيّن الحقّ من الباطل ورثْتُه منْ رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله
    3. سوره يس (٣٦) آيه ١٢
    4. رجوع شود به کتاب افق وحى، ص ٥٠٩