
جلسه ۷۴۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام سید در کیفیت قضا و قدر کلی 18/11/1432
جلسه ۷۴۱
1ادامه بیان كلام سید در كیفیت قضا و قدر كلی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
صحبت مرحوم سید به این مطلب ختم شد كه در قضیه مُثُل افلاطونی اینطور توجیه كردهاند و تشبیه كردهاند مسئله مثل را به كیفیت قضاء و قدر.
همانطوری كه عرض شد، در مسئله قضاء و قدر، دو امر حقیقی، و واقعی وجود دارد كه تحقق این دو امر، موجب میشود كه ما، در خودِ مشیت الهی هم معتقد به تغییر و تبدّل باشیم. البته از دریچه فهم عوام، و غیر خبیرانه. و این مسئله، كه قضاء، به واسطه آن سلسله علیت، و فعل و انفعالاتی كه در عالم ربوبی در كیفیت تحقق خارجی آن مشیت پیدا میشود، متبدّل به یك امر مشخصی میشود كه آن امر مشخص، قبلًا در مرتبه ابهام و در مرتبه إجمال بوده.
برای تصور این مطلب مثلًا ما میتوانیم به یك دانه گیاه اشاره بكنیم. یك هسته سیب الآن قابلیت برای تبدل به یك درخت و آثار و نتائجش را دارد، ولی برای ما هیچ مشخص نیست كه این یك دانه آیا در موقعیت مناسب قرار میگیرد، یا اینكه زیر دست و پا له میشود و آن استعداد و قابلیتش از دست میرود؟ هیچ برای ما مشخص نیست. و كی برای ما این قضیه مشخص میشود، به یكی از دو طرف، یا تبدیل به درخت شدن، یا از بین رفتن زیر دست و پا و له شدن؟ آن وقتی كه به چشم خود ببینیم. الآن هیچ قضاوتی نمیتوانیم بكنیم. اگر آمدیم این دانه سیب را در باغچه كاشتیم و بعد آن در شرایط مناسب قرار گرفت، رشد كرد، آمد بالا، سبز شد، همینطور آفت به آن نخورد، بچه نیامد آن را از داخل باغچه بكند و بیندازد كنار، و همینطور آب و هوا و سایر معدّات همینطور به جای خود محفوظ، آن وقتی كه بعد از دو سه سال ما آمدیم و دیدیم یك مرتبه، عجب! آن دانه سیبی كه سه، چهار سال پیش ما كاشته بودیم، الآن تبدیل به یك درختی شده و سیبها هم در آن پیداست. الآن متوجه مسئله قدر خواهیم شد. آن امر مبهمی كه برای ما معلوم نبود، الآن یكی از دو طرفش مشخص شد. این را میگویند قدر. یعنی این از دیدگاه ما قدر است.
