اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 14/11/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۴۰

5
  •  ذات باری، در علمی كه به ذات خودش، و به آثار ذات خودش دارد، آیا آن علمِ باری، ازلًا هست، یا این كه بعدا پیدا می‌شود؟ ازلًا بوده. آیا ممكن است ذات باری علم داشته باشد به أمر معدوم؟ این هم مستحیل است. پس بنا بر این تا خدا خدایی می‌كرده است علم نسبت به ذات و به آثارش داشته. و تا وقتی كه خدا خدایی می‌كرده، مخلوقاتش بوده1

  •  ببینید! تمام شد! تمام شد قضیه!! ربط بین حادث و قدیم حل شد. ما دیگر چیزی در اینجا نداریم. چون نفس علم به آثار، مساوق با تحقق اراده به آن خلق آثار.

  •  تلمیذ: پس دیگر حدوث را برداشتید!

  •  استاد: بله! پس دیگر ما اصلًا حدوث نداریم. البته حدوث زمانی داریم، حدوث زمانی یعنی همین چیزهایی را كه داریم در اینجا مشاهده می‌كنیم. اصلا آن حلقه منافی بین تجرد و ماده را حذف كردیم! همه شدند چه؟ مجرد! منتها مجرد انواعی دارد، مجرد اقسامی دارد. در آن مرتبه نازله خودش به همین كیفیتی كه ما الآن مشاهده می‌كنیم. نباید ما دو چیز به حساب بیاوریم: حالا كه این شیء سفت است و سخت است و مثلا همین كتاب در دست من كه الآن نیم كیلو است پس نباید به آن بگوییم مجرد، خب چه اشكال دارد؟ مجرد هم نیم كیلو باشد! كی گفته است كه مجرد نیم كیلو نباید داشته باشد؟ آن آثار و خصوصیاتی كه برای تجرد از ماده ذكر می‌كنند، بر اساس یك تصوری است كه ماده را تصور می‌كنند، بعد می‌گویند خب مجرد خلافش است.

  •  ولی وقتی كه همان ماده صورت نازله مجرد است، و مجرد جنبه علیت در او دارد، و شما سنخیت بین معلول و علّت را در این مسئله لحاظ می‌كنید، دیگر چطور می‌توانید یك حلقه فاصله بین ماده و مجرد بگذارید؟ پس سنخیت كجا رفت؟ این ماده از كجا آمد؟ ماده كه قدرت ندارد. ماده سر خودش را نمی‌تواند بخاراند! حالا بخواهد بلند شود فرض بكنید كه در این دنیا به وجود بیاید و بخواهد تحقق پیدا كند؟ درست شد؟ پس بنابراین، این مسئله مادّه بودن، این پله پایین‌تر مجرد بودن است كه برای ما حجاب می‌شود و ما را از انكشاف مجرد، و صور مجرده باز می‌دارد. اگر این جنبه تنازل مجرد به مرحله پایین‌تر كه ما اسمش را مادّه می‌گذاریم، این مسئله از نفس برداشته بشود، دیگر ما مادّه‌ای را نمی‌بینیم! یك چیز مشاهده می‌كنیم، یك مسئله مشاهده می‌كنیم. كسی كه اطلاع بر غیب دارد، این نیست كه صورت مثالی را ببیند. آن دیدن صورت مثالی یك مرتبه‌ای است كه مرتبه پایین‌تری است كه یك مقداری برای همراهی و مرافقت با اذهان مطرح می‌شود. وقتی كه انسان اطلاع بر غیب پیدا می‌كند، اطلاع بر آن چیزی كه در هفته آینده اتفاق می‌افتد پیدا می‌كند، این اطلاع او، اطلاع بر یك امر صوری بدون مادّه، بدون تلبس به مادّه نیست، بلكه اطلاع او، اطلاع به نفس عینیت خارجی است! همان نفس عینیت خارجی است.

    1. رجوع شود به کتاب افق وحى، ص ١١٨