
جلسه ۷۴۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 14/11/1432
جلسه ۷۴۰
15شما ببینید! نمیخواهد بپذیرد كه یكی بالاتر از خودش هم هست! چقدر ما بدبختیم ها! چقدر بدبختیم! نمیخواهد بپذیرد كه یك نفر میتواند باشد، كه از او بالاتر است، قدرتش بالاتر است، لطف خدا به او بیشتر است، بنده محبوب خداست و خدا به او این قدرت و این علم را داده. نمیخواهد بپذیرد. عین همین قضیه راجع به رسول خدا و كفار هست. مگر نگفتند مشركین كه اینها همه سحر است؟ مگر شق القمر را نگفتند سحر است؟ نمیخواهد بپذیرد! كه بعد مجبور میشوند میگویند اگر سحر است، این سحر فقط نسبت به مخاطبین میتواند مؤثر باشد، نسبت به غائبین نیست. برویم بیرون مدینه، بیرون شهر، از آن كاروانها، و حملههایی كه میآیند، سؤال كنیم. آنها كه مخاطب پیغمبر نبودند. از آنها سؤال كنیم دیشب ماه را چطور دیدید؟ وقتی كه رفتند از آنها سؤال كردند، آنها هم گفتند آقا دیشب یك قضیه عجیبی دیدیم! نگاه كردیم دیدیم ماه دو نصف شده! صدایی درآورد و نصفش آمد و شروع كرد چرخیدن و ... آنجا كه دیگر بیابان بود، پیغمبر را هم ندیدند1. باز هم گفتند سحر است! یعنی نمیخواهد این را بپذیرد! نمیخواهد ببیند بالاتر از توان خودش، توانی هست. نمیگوید من بیایم بالا، خودم را به آن توان برسانم. خب بدبخت اگر بیایی میرسی، تو هم میتوانی شق القمر كنی! خب شق القمر كه چیزی نیست! آصف برخیا هم خورشید را برگرداند دیگر. كسی كه خورشید را برگرداند برای سلیمان، خب شق القمر هم میتواند بكند، این كه چیزی نیست. آصف برخیا كه بود؟ وزیر حضرت سلیمان بود. و به فرمایش امام صادق، شیعیان ما، از آصف هم بالاتر بودند!
خب در این مسئله به جای اینكه آدم بیاید و بپذیرد و تسلیم بشود و نقاط ضعف خودش را به قوت تبدیل كند، قوت را میخواهد به ضعف تبدیل كند! آن قوت را میخواهد بیاورد پایین، و بگوید نه نبوده، معلوم نیست!
- تفسير الميزان، ج ١٩، ص ٦٥ بحث روائى ذيل آيه ١ تا ٨، طبع دارالکتب الاسلاميه
