
جلسه ۷۴۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 14/11/1432
جلسه ۷۴۰
13تلمیذ: میشود گفت در حقیقت دو مرحله دارد، یك سیر باطنی است كه سالك میپیماید تا میرسد به مقام فناء در ذات، بدون اینكه هیچ تبدلی در جسم صورت بگیرد. مسئله دوم مسئله معراج است، كه همان سیر است، ولی با تبدّل جسم. و این آیاتی كه نسبت به معراج است، ناظر به این تبدل جسم است، نه ناظر به آن سیر باطنی است.
استاد: آن كه مربوط به پیغمبر است، همین است دیگر.
تلمیذ: یعنی دوتایش با هم؟ یكی مربوط به تبدل بدن، یكی هم كه سیر باطنی است. یعنی میتوانیم بگوییم اینها همه حكایت از آن سیر باطنی پیغمبر میكنند كه كراراً هم اتفاق افتاده؟ ما در روایات كه یك معراج نداریم1.
استاد: بله! لازم به جدا بودن در معراج نیست! ببینید من نمیگویم كه آن مطلبی را كه بزرگان فرمودند مثل علامه طباطبائی و مقررّین ایشان اشتباه است، ممكن است سیر مادی از مسجد الحرام به مسجد الاقصی بوده، آنجا حضرت توقف كردند، سیر روحیشان از آنجا شروع شده. این یك جور.
جور دیگری كه میتوانیم بگوییم این است: یك معراج بوده. از مسجد الحرام، به مسجد الاقصی و بعد نه از باطن، بلكه همان بدن پیغمبر2. لذا اینجا نداریم دوتا بوده: سُبْحانَ الَّذِي أَسْري بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَي الْمَسْجِدِ الْأَقْصَي الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ3 تمام شد! كه در همین جا آن سیر باطن هم انجام گرفته. سیر باطن، یعنی سیر به آن عوالم، كه مقتضای سیر به آن عوالم، همان تبدل جسم به همان كیفیت مجرّده خودش هست. چه اشكال دارد؟ من نمیگویم كه حتماً بوده، بلكه ایراد ندارد.
تلمیذ: در مورد حضرت عیسی هم همینطور بوده؟
استاد: بله، بله، اصلًا در مورد حضرت عیسی داریم كه ... قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ ...4 خب این حضرت عیسی كه الآن او را نكشتهاند، و الآن هم زنده است و در روایات هم داریم كه موقعی كه حضرت ظهور میكنند5، حضرت عیسی تشریف میآورند و خلاصه كمك و مساعدت میكنند امام را، خب الآن كه حضرت عیسی كه نمرده، زنده است، پس همان بدنی كه الآن دارد، الآن كجاست؟ در كدام كهكشان است؟ در كدام كهكشان راه شیری و منظومه شیری و منظومه شمسی و ستاره و فلان است؟ او در این عالم نیست دیگر! بَلْ رَفَعَهُ اللَه إِلَيْهِ ...6 آسمانِ چهارم است. آسمان چهارم همین آسمان مجردات است7. این جسم مادی در جبروت و ملكوت چه كار میكند؟ اینجا دیگر این نیست بلكه منطبق با اوست8. فرق میكند تا اینكه فوت حاصل بشود. در حالیكه فوت حاصل نشده است.9 حضرت عیسی با همان بدن رفت در آن معراج، منتها این قسمت ایستاد! حضرت رسول وقتی كه داشتند میرفتند آنجا، گفتند سلام! سلام! ما رفتیم بالاتر! خداحافظ شما! دوباره برگشتیم، خداحافظی هم ازت میكنیم! آسمان چهارم. نمیشود كه پیغمبر نبیند اینها را. او كه همه عالم در دست اوست. پس خود بدن رسول الله در آسمان چهارم، با بدن حضرت عیسی یكی میشود! بعد میرود بالا. این میرود بالا، باز تجردش بیشتر میشود!
- تفسير بيان السعاده سلطان محمدگنابادى رضوان الله عليه، ج ٢، ذيل آيه ١، سوره الاسراء، قالوا: انّ المعراج للنّبى (صلى الله عليه وآله) کان مرّتين مع انّه نسب الى بعض العرفاء انّه قال: انّى أعرج کلّ ليلة سبعين مرّة
- تفسيربيان السعادة سلطان محمدگنابادى رضوان الله عليه، ج ٢، ذيل آيه ١ سوره الإسراء
- سوره الإسراء (١٧) آيه ١
- سوره النساء (٤) قسمتى از آيه ١٥٧
- تفسير الميزان، ج ٥، ص ١٥٢، طبع دارالکتب ... أقول و الروايات فى نزول عيسى (عليه السلام) عند ظهور المهدى (عليه السلام) مستفيضة من طرق أهل السنة، و کذا من طرق الشيعة عن النبى و الأئمة من أهل بيته عليهم الصلاة و السلام.
- سوره النساء (٤) صدر آيه ١٥٨
- بحارالانوار، ج ١٨، ص ٣٨٠ و تفسير الميزان، ج ١٣، ص ٩ و ١٠ طبع دارالکتب الإسلاميه
- تفسير بيان السعاده سلطان محمدگنابادى رضوان الله عليه، ج ٢، ذيل آيه ١٥٨ سوره النساء
- تفسير الميزان، ج ٥، ص ١٤٠، ذيل آيه طبع دارالکتب الإسلاميه
