
جلسه ۷۴۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 14/11/1432
جلسه ۷۴۰
11ما، به واسطه انسمان با مسائل مادی است كه نمیتوانیم سیر و حركت نفس را در عوالم ربوبی تصویر كنیم. اگر آن حالت و آن نفخه برای ما حاصل بشود، همین حالت نیز پیدا میشود. و برای همه افراد این سیر و این عروج وجود دارد. آن كسانی كه در سیر و سلوك إلی الله، در مقام تربیت و تزكیه هستند، برای آنها هم همین معراجها همه وجود دارد1. و آنها هم خواهند دید و دیدهاند و بیان هم كردهاند و شكی در صحت آن مطالب و مسائل نیست.
پس بنابراین رسول خدا با همین بدن به معراج رفت و به قاب قوسین أو أدنی رسید، و بعد دوباره برگشت در عالم مادّه و در مكه، و به همین وزن و قیافه و شكل در همانجا دوباره ظهور و بروز پیدا كرد. تبدل مادّه به مجرد، مجرد به مادّه اینجاست. ـ یعنی مادهّای كه ما میگوییم، ماده اصطلاحی ـ پس در این صورت حلقه بین قدم و حدوث، هیچ! رفت پی كارش! دیگر حلقهای وجود ندارد!
تلمیذ: حتماً لازم است كه تبدل بشود؟ چون نفس پیغمبر جامع جمیع حقائق عالم هستی است، سیر در نفس خودش نمیتوانیم به آن بگوییم كه معراج است، بدون آنكه تبدل مادّه صورت گرفته باشد؟
استاد: خب شاید تبدل، یك تبدل طبیعی و تكوینی است. خواهی نخواهی اینطور میشود. این یك مسئله تكوینی است. در تبدل میگویید: آیا میشود مثلًا شما بالاتر از این صورت ـ كه مثال است ـ كه همان معنا میباشد را داشته باشید و همان معنا نیز در عین حال همان صورت را داشته باشد؟ خب این همین است. یعنی وقتی شما یك مافوق برای یك افق دیگر در نظر میگیرید، لازمه آن لطافت بیشتر و آن خصوصیت تجردیه بیشتر است. تا اینكه به مرحله بساطت وجود و تجرد وجود بخواهید برسید. این لازمهاش است. نه این كه منافات دارد! یعنی لازمه آن قوی، چون قویتر است، وجودِ این پایین را دارد به اضافه آن لطافت. نه اینكه نفس، همان ثقالت اجمالی و خفیف را واجد باشد. این مسئله، یك مسئله تكوینی است. اگر بخواهد آب بالا برود، بایستی كه بخار بشود. نمیشود كه همینطور آب باشد و بالا هم برود. حالا شما میگویید بخار ضعیفتر از آب است؟ نه خیر! بخار قویتر از آب است! از نقطه نظر تجرد و از نقطه نظر قوای وجودی قویتر است! همان بخار وقتی كه میآید پایین، تبدیل به آب میشود. یك چیز است. آب میخواهد برود بالا ... یعنی لازمه حضور در این وضع و موقعیت، این است كه با همان مسئله، موقعیت سنخیت داشته باشد.
- تفسير بيان السعاده، سلطان محمدگنابادى رضوان الله عليه، ج ٢، ذيل آيه ١ سوره الإسراء: انّه نسب الى بعض العرفاء انّه قال: انّى أعرج کلّ ليلة سبعين مرّة، و المعراج بالرّوح امر يقع لکثير من المرتاضين بل ورد انّ الصّلوة معراج المؤمن
