
جلسه ۷۴۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 14/11/1432
جلسه ۷۴۰
10دوم: معراج روحانی است. یعنی آن معراجی كه در عوالم لنریه من آیاتنا، یا بعد میگوید: ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّي* فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْني1 یعنی پیغمبر بوجوده، این عوالم ربوبی را پیمود، تا به قاب قوسین رسید. یعنی فكان قاب قوسین أو أدنی كه جبرائیل در آنجا گفت: لو دنوت أنمله، لاحترقت2 خب این طبعاً با یك بدن جسمانی و عینی نمیتواند باشد!.
پس بنابراین دو معراج در اینجا بوده: یكی اینكه پیغمبر از مسجد الحرام الی المسجد الاقصی رفته، دوم مسیر عوالم طولی را، كه عوالم مجرده است آن را با روح و با نفس خود طی كرده. كه مناسبت با همان براق بهشتی و همان كیفیت حركت و صعود پیغمبر از عالم مادّه، به مثال، مثالِ علیا، ملكوت، ملكوت علیا، لاهوت، جبروت، و بعد هم به آن مرتبهای كه حالا نمیدانیم مرتبه فناء بوده، نبوده، فکان قاب قوسین أو أدنی، در آن مرتبه پیغمبر با نفس و روح خودش این معراج را انجام داد. مشكلی هم در اینجا پیش نمیآید. پس بدن از مسجد الحرام الی المسجد الاقصی رفته، بعد هم از آنجا معراج روحانی پیغمبر شروع شده. خدا میخواسته هم یك حركت مادی را به پیغمبر ارائه بدهد، البته داریم در مسجد الاقصی هم كه انبیاء همه آمدند و با پیغمبر نماز خواندند و ...3 كه البته مشخص است كه آن جنبه كشفی دارد. از آنجا هم حركت طولی تحقق پیدا كرده. با این بیانی كه ما كردیم، همان بدن پیغمبر و جسم پیغمبر است كه به معراج میرود. امّا، آیا همین جسم وقتی كه دارد به معراج میرود، به همین كیفیت مادی، و وزن، و كیلو و موقعیت خودش میماند؟! یا اینكه در هر عالمی، متناسب با همان عالم تحوّل و تبدّل پیدا میكند؟!
با این بیانی كه ما كردیم، این مسئله را حل میكند. یعنی پیغمبر از مسجد الحرام رفتند مسجد الأقصی، و در این رفتن به مسجد الأقصی، سیر طولی را هم همزمان طی كردند. حالا یا در مسجد الأقصی این مسئله اتفاق افتاده، یا بین مسجد الحرام و مسجد الاقصی این مسئله اتفاق افتاده، چون ما از این مسائل اطلاع نداریم، درك آن برای ما مشكل است كه چطور ممكن است یك نفر از یك جا برود به یك جا، ولكن اگر اطلاع پیدا كنیم و دقتمان نسبت به این مسائل و اشراقمان نسبت به این مسائل روشن بشود، متوجه میشویم كه ممكن است حتی در یك ثانیه، یا یك پلك چشم به هم زدن، تمام این سیر رسول خدا، اتفاق افتاده باشد.
- سوره النجم (٥٣) آيه ٨ و ٩
- مناقب ابن شهر آشوب، ج ١، ص ١٧٩؛ و بحارالأنوار، ج ١٨، ص ٣٨٢؛ مولانا در «مثنوى معنوى» دفتر چهارم اين روايت را به شعر درآورده است
- تفسيرالميزان، ج ١٣، ص ٥ و ٦، طبع دارالکتب الاسلاميه
