
جلسه ۷۴۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 14/11/1432
جلسه ۷۴۰
8استاد: نه.
تلمیذ: سال شصت و یك باید آنجا حضور داشته باشند.
استاد: نه، نه، ببینید، این كه حضرت رفتند خب اولًا این كه حضرت میتواند صورت خودش را محو كند. و آن اشكالی ندارد.
تلمیذ: فرمودید با مادّه تشریف بردند.
استاد: بله، همان خود مادّه، خود مادّه حضرت، خود عین حضرت، خود وجود حضرت، عرض كردم پیغمبر غیب شد، یعنی از میان این افراد غیب شد، مسئله، مسئله مكاشفه نبود. حضرت بوجوده، رفتند در آنجا و در آنجا حضور پیدا كردند، و خودِ آن صحنه را دیدند. عرض كردم خودِ حضرت آنجا كه نشسته بودند هم میتوانستند ببینند ولی این كه حضرت رفت آنجا و حضور عینی پیدا كرد، دلیل بر این است كه خود آن قضیه در آن موقع اتفاق افتاده. یعنی خود آن قضیهای را كه اتفاق افتاده، حضرت در آنجا به این مسئله عینیت داد! خب، حضرت میتواند حضور خودش را در آنجا، بعداً محو كند. اشكال ندارد. مگر معلول مجرد نیست؟ خب همین مجرد میآید تغییر میكند. امام رضا علیه السلام چكار كرد؟ همان شیری كه در پرده بود را تبدیل به مادّه كرد، بعد مادّه را چكار كرد؟ گرفت! دوباره تبدیل به صورت كرد1. این كه طبیعی مسئله است دیگر. بچه مكتبیها اینكارها را انجام میدهند! امام و پیغمبر كه دیگر اهانت به آنهاست ما بیاییم بگوییم امام بیاید این كارها را انجام بدهد. التفات كردید؟ خودِ همان عینیت وجود داشته. علاوه بر این قضیه، مطالبی كه در كتب و اینها نسبت به این قضیه هست، محیالدین در فتوحات نسبت به این قضیه مطالبی دارد و همینطور بزرگان كه در مقام تبیین اینگونه مطالب بودند، آنها مطلب را به این كیفیت احساس میكردند. این هم تأیید بر مسئله میشود.
تلمیذ: قضیه معراج از همین قضایا بود؟
استاد: بله، در مسئله معراج داریم سبحان الذی أسری بعبده، خب شكی نیست در این كه معراج به دو صورت واقع شده است. در همین جا هم شما یك مطالبی را میبینید كه منافی است.
- رجوع شود به معادشناسى، ج ١، ص ٢٢٨
