
جلسه ۷۴۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 14/11/1432
جلسه ۷۴۰
4سؤال ما این است كه ذات پروردگار از چه زمانی بوده؟
اصلًا این سؤال از اصل غلط است. زمان در ذات پروردگار كه نمیتواند راه داشته باشد. بلكه زمان یك امر اعتباری است كه مترتّب بر تحقق عین خارجی است. و شما از كینونیت عین خارجی، به مسئله زمان پی میبرید. و الّا زمان چیزی نیست كه بخواهید بر آن دست بگذارید، بدون اینكه عینیتی در خارج وجود داشته باشد. زمان معنا ندارد. همین مطلب را شما ببرید در ذات باری. وجود ذات باری كه بما لا نهایه، أزلًا و أبداً تحقق عینی و تحقق خارجی دارد، آیا ممكن است كه ابتدایی برای آن تصور كرد؟ این امكان ندارد. خیلی خب از این مسئله كه فارغ شدیم.
علم باری، آیا شما میتوانید انفكاكی بین ذات و علم باری تصور كنید؟ محال است. قدرت باری چه؟ هو العلیم، هو القدیر، هو الحی. حیات كه عرض كردم لازمه ذات است، و غیر از مسئله علم و قدرت است. این حیات را در ردیف علم و قدرت قرار دادن غلط است. حیات متقدم بر علم و قدرت است و مساوق با ذات است، و همانطوری كه نفس اطلاق اسم أحدیت بر ذات باری مساوق با وجود بالصرافه است1. پس در هر مرحلهای كه بتوانیم ذات باری را تصور كنیم، در آن مرحله علم باری حضور داشته و قدرت باری حضور داشته. و از آنجایی كه ذات باری ابتدا ندارد، پس علم باری هم ابتدا ندارد.
علم باری نسبت به چه چیز تعلق میگیرد؟ ببینید من دارم خیلی آرام جلو میآیم. تعبیرات قلنبه سلنبه به كار نمیبرم. خیلی راحت به مطلب میخواهیم برسیم.
علم باری ـ خب گفتیم ذات علم دارد، علیم است. الآن شما نسبت به خودتان عالم هستید، نسبت به مدركات خودتان عالم هستید. هركس برای خودش یك علمی دارد، بنده هم اطلاع ندارم، شما هم از علم من اطلاع ندارید، شما نسبت به مدركات خودتان، نسبت به محفوظات خودتان، نسبت به ملكات خودتان، نسبت به صفات خودتان، نسبت به نقاط ضعف و قوت خودتان ... هركسی نسبت به آنچه كه هست، در حدود استطاعت اطلاع داریم، و خیلی چیزها را هم حتی خودمان نیز نمیدانیم و اطلاع نداریم. هركسی نسبت به چیزی اطلاع و علم دارد. درست شد؟ حال آیا میشود این علم از او جدا بشود؟ تا هر وقت ما هستیم، علم ما هم با ما هست. هر وقت ما مردیم، آن وقت ببینیم تكلیف چیست!.
- رجوع شود به کتاب افق وحى، ص ٤٥ تا ٤٨
