
جلسه ۷۴۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 14/11/1432
جلسه ۷۴۰
1ترسیم مرحوم سید كیفیت قضاء كلی و قَدَر جزئی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
برای یاد آوری مطالب گذشته، عرض میكنیم كه: در مسئله قضاء كلی و قَدَر جزئی مرحوم سید، كیفیت آن را ترسیم كردند و بعد مُثُل افلاطونی را برای آن مسئله مصداق قرار دادند و یكی از مصادیق حوادث و قضایا در قضاء كلی و قدر جزئی را مثل افلاطونی گرفتند. مانند سایر حوادث و پدیدههایی كه در این عالم مُلك پیدا میشود. همانطوری كه در این زمینه روایات مختلفی هم هست.
و در قضاء كلی، بیشتر یك مسئله به نحو ابهام در اذهان ترسیم پیدا كرده. ولی در قدر نه، دیگر مشخص میشود و تبدیل به یك تشخص و یك جزئیتی میشود كه لا یتغیر و لا یتبدّل است. چون فعلیت پیدا میكند و بعد از فعلیت كه دیگر استعدادی نیست تا اینكه بخواهد تغییر و تبدل پیدا كند.
در روزهای گذشته عرض شد این مسئله به این كیفیت نیست. مسئله قضاء كلی عبارت است از یك حقیقتِ واقعیه در علم عنائی، كه آن علم عنائی عین عینیت است و صورت علمیه در علم عنائی حق با صورت عینیه هیچ تفاوتی ندارد. و ادله این مسئله را هم عرض كردیم. توالی فاسدی كه بر آن تصویر قِسم اوّل پیش میآید یكی این است كه علم باید ما به ازای خارجی داشته باشد در صورت علمیه، امّا اگر آن صورت علمیه عبارت از خود حقیقه الشیء باشد، دیگر حقیقه الشیء نمیتواند یك صورت باشد. این یك قضیه.
مسئله دیگر مسئله جهل باری نسبت به آن حضور عینی و حضور شهودی است كه در صورت عدم وجودِ عینیت، در عالم أعیان، لازمهاش جهل باری است، كه آن مستحیل و ممتنع است. چیزهای دیگری هم هست كه فعلًا ما بحثش را نمیكنیم. توالی فاسد دیگری هم دارد. مسئله، مسئله استعداد و كیفیت است. كیفیت تبدل هیولا به صورت است، اینها چیزهایی است كه صحبتش در جلد ششم اسفار میآید.
