
تبیین حقیقت قضاء کلی و قدر جزئی
تحلیل وحدت اراده الهی و اختیار انسان در عالم تکوین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان قضاء کلی و قدر جزئی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج در ترسیم این مسئله آغاز شده و با تکیه بر مبانی علم عنائی و اتحاد صورت علمیه با عینیت خارجی، به این نتیجه میرسد که تمام ماسویالله به اراده واحده الهی تحقق یافتهاند. در ادامه، با حل مشکل ربط حادث به قدیم، این نکته تبیین میشود که زمان امری اعتباری است و در ذات باریتعالی راه ندارد. استاد با عبور از دوگانگیهای کاذب میان ماده و مجرد، به تحلیل کیفیت معراج پیامبر اکرم (ص) و حضور عینی ایشان در عوالم مختلف میپردازند و نشان میدهند که چگونه تبدل صورتها، بدون فناء ماده، حقیقت موت و معراج را تشکیل میدهد. در نهایت، این مباحث به ضرورت غیرت دینی نسبت به مقام شامخ امام و پرهیز از نگاه مادیگرایانه به ولایت الهی ختم میشود.
تبیین حقیقت قضاء کلی و قدر جزئی
2علم عنائى، عین قَدَر خارجى
در این قضیه عرض شد که علم عنائى، عین قَدَر خارجى است منتها فرقش در مسئلۀ انکشاف است؛ در مقام انکشاف وقتى که آن قَدَر مشخص مىشود و به جزئیت و تشخّص مىرسد، آنگاه ما کشف مىکنیم که مسئله به این کیفیت بوده است مثل کشف در مسئلۀ بیع فضولى یا عقد فضولى و اینها که یکى برود یکى را براى دیگرى عقد کند. خیلی خوب است! تابهحال نشده کسی چنین کاری انجام بدهد!! حالا مثلاً در عقد فضولى آمدیم و براى کسى فضولتاً عقد کردیم...
حالا انسان در این قضیه باید ببیند صرف میکند یا صرف نمیکند! شخصی میگفت: اگر در خیابان تصادف کنی و به یک زن بزنی و او را بیندازی این جرم دارد و باید دادگاه بروی (5 و... حالا بعضی از این مخدرات هم رها نمیکنند میگویند: تا این راننده ما را به نکاح درنیاورد ما رضایت نمیدهیم و کار مشکل میشود! این شخص نشسته بود میگفت: ما چهکار کنیم؟! خودش به من میگفت که من با خودم فکر کردم که اگر چنین قضیهای اتفاق بیفتد باید ببینی؛ انسان باید با تأمّل ارزیابی کند بعد میبینی در بعضی از اوقات میارزد یعنی چیزی دارد که انسان او را به حبالۀ نکاح دربیاورد و ارزش این را دارد! در بعضی از اوقات نمیارزد لذا آدم باید یک دیهای بدهد! در بعضی از اوقات میارزد که آدم زندان هم برود ولکن مبتلای به این قضیه نشود! قضیه فرق میکند!!
کشف سرّ نهفته در عقد و بیع فضولی
در مقام رضا [در عقد فضولی] صحبت در این است که این رضایت کشف است یااینکه کشف نیست بلکه تصویب فعلى است؟ خب حق مسئله در آنجا کشف است یعنى از ابتداى انعقاد و انشاء عقد ـ از همان موقع ـ آثار عقد بر آن مترتب مىشود و این خیلى جالب است! در این مسئله سرّ هست که چطور خداوند در اینجا عقد و انشائى که دیگرى آن را ایجاد کرده است انشاء خود فرد بهحساب مىآورد؛ انشاء خودِ فرد! یعنى مىگوید: این دلالت بر وحدت نفوس مىکند و ببینید واقعاً چقدر اسلام دین عجیبى است چقدر وحدت و اتحاد در این دین نهفته است که انشاء را دیگری مىکند ولى خدا آن را در حق انسان تنفیذ و انجاز مىکند و این مسئله خیلى عجیب است! خلاصه یک نکتهاى دارد و همینطورى نیست!1 مبانى شرع همه براساس حکمت است منتها از آنجایى که بالأخره خود انسان هم مختار است و نمىشود این مسئله نادیده گرفته شود، این عقد در فعلیتش ـ از تنجّز که گذشته ـ قائم به رضایت شخص است و باید رضایت شخص در اینجا مورد لحاظ قرار بگیرد.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 340؛ معادشناسى، ج 4، ص 304؛ المیزان، ج 4، ص 91.
