اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت قضاء کلی و قدر جزئی

تحلیل وحدت اراده الهی و اختیار انسان در عالم تکوین

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان قضاء کلی و قدر جزئی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج در ترسیم این مسئله آغاز شده و با تکیه بر مبانی علم عنائی و اتحاد صورت علمیه با عینیت خارجی، به این نتیجه می‌رسد که تمام ماسوی‌الله به اراده واحده الهی تحقق یافته‌اند. در ادامه، با حل مشکل ربط حادث به قدیم، این نکته تبیین می‌شود که زمان امری اعتباری است و در ذات باری‌تعالی راه ندارد. استاد با عبور از دوگانگی‌های کاذب میان ماده و مجرد، به تحلیل کیفیت معراج پیامبر اکرم (ص) و حضور عینی ایشان در عوالم مختلف می‌پردازند و نشان می‌دهند که چگونه تبدل صورت‌ها، بدون فناء ماده، حقیقت موت و معراج را تشکیل می‌دهد. در نهایت، این مباحث به ضرورت غیرت دینی نسبت به مقام شامخ امام و پرهیز از نگاه مادی‌گرایانه به ولایت الهی ختم می‌شود.

تبیین حقیقت قضاء کلی و قدر جزئی

1
  • درس هفتصد و چهلم

  • ترسیم کیفیت قضاء کلى و قَدَر جزئى‌ توسط مرحوم سید میرداماد (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • براى یادآوری مطالب گذشته عرض مى‌کنیم که در مسئلۀ قضاء کلى و قَدَرِ جزئى که مرحوم سید کیفیت آن را ترسیم کردند و بعد مُثُل افلاطونى را براى آن مسئله مصداق قرار دادند یکى از مصادیق حوادث و قضایا در قضاء کلى و قدر جزئى را مثل افلاطونى گرفتند مانند سایر حوادث و پدیده‌هایى که در این عالم مُلک پیدا مى‌شود و در این زمینه روایات مختلفى هم هست. در قضاء کلى، بیشتر یک مسئله به‌نحو ابهام در اذهان ترسیم پیدا کرده [است] ولى در قدر این‌طور نیست و دیگر مشخص مى‌شود و تبدیل به یک تشخّص و یک جزئیتى مى‌شود که لا یَتغیر و لا یَتبدّل است چون فعلیت پیدا مى‌کند و بعد از فعلیت که دیگر استعدادى نیست تااینکه بخواهد تغییر و تبدل پیدا کند.

  • در جلسات گذشته عرض شد: این مسئله به این کیفیت نیست بلکه مسئلۀ قضاء کلى عبارت از یک حقیقتِ واقعیه در علم عنائى است که آن علم عنائى عینِ عینیت است و صورت علمیه در علم عنائى حق با صورت عینیه هیچ تفاوتى ندارد و ادلۀ این مسئله را هم عرض کردیم و توالى فاسدى که بر آن تصویر قِسم اول پیش مى‌آید [یکى این است که] علم در صورت علمیه باید مابإزاء خارجى داشته باشد اما اگر آن صورت علمیه عبارت از خود حقیقة الشى‌ء باشد، دیگر حقیقة الشى‌ء نمى‌تواند یک صورت باشد. این یک قضیه است.

  • مسئلۀ دیگر مسئلۀ جهل بارى نسبت به آن حضور عینى و شهودى است که در صورت عدم وجودِ عینیت در عالم أعیان، لازمه‌اش جهل بارى است که آن مستحیل و ممتنع است و چیزهاى دیگرى هم هست که ما فعلاً بحثش را بیان نمى‌کنیم. توالى دیگرى هم دارد، مسئله، مسئلۀ استعداد و فعلیت است کیفیت تبدل هیولا به‌ صورت است، اینها چیزهایى است که صحبتش در جلد ششم اسفار مى‌آید.