
حقیقت قضا و قدر در نظام هستی
تبیین جایگاه اراده الهی و اختیار اولیای خدا
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت تحقق اراده الهی در عالم هستی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره مثل افلاطونی و تفاوت آن با قضا و قدر آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که در ذات پروردگار، تخلل میان صورت علمیه و عینیت خارجی محال است و اراده الهی عین تحقق خارجی اشیاء است. در ادامه، ضمن نقد نگاههای سطحی به مقام اولیای الهی، جایگاه واقعی آنان به عنوان واسطههای فیض و مجرای اراده و مشیت الهی بررسی میشود. استاد با تأکید بر لزوم رعایت ادب و انصاف در مواجهه با کلمات بزرگان، به نقد رفتارهای افراطی و سطحینگری در ترویج معارف اهلبیت میپردازند و بر ضرورت بازگشت به سیره اخلاقی و عقلانی ائمه اطهار برای هدایت جامعه تأکید میکنند.
حقیقت قضا و قدر در نظام هستی
1درس هفتصد و سی و نهم
بحث قضاء و قدر
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
بهدنبالۀ مطالب قبل مسئله به اینجا رسید که مرحوم سید در توجیه مُثل افلاطونى به آن حیثیتِ سِعى و کیفیت تحقق یک حقیقت کلیه دربارۀ مصادیق خارجیه و عینیه در مُثل قائل هستند شبیه به آنچه که ایشان در ترسیم قضاء و قدر بیان مىکنند. با توجه به آنچه که عرض کردیم مسئلۀ قضاء و قدر یک واقعیت عینی خارجى است و این با مسئلۀ مُثل قابل تشبیه نیست به آن نحوهاى که ایشان در مقام بیان هستند مگر حالا به یک تعبیرى که الآن عرض مىکنیم.
در مسئلۀ قضاء و قدر با توجه به آنچه را که از روایات بهدست مىآید حالا صرفنظر از روایات و آیات، خود کیفیت تحقق حقائق علمیه در علم بارى و علیت ذات براى این حقائق، ما چیزى جز خود تحقق خارجى اشیاء نداریم و این یک امر واضحى هست و تحقق خارجى اشیاء همان جنبۀ فعلیتى است که در اراده و مشیّت پروردگار حاصل مىشود. علیٰکلّحال مسئلۀ اراده در جاى خودش محفوظ است ولی اراده مرادى مىخواهد و از مرید بدون لحاظ مراد، اراده متمشى نمىشود و اراده بر امر معدوم که تعلّق نمىگیرد.
در مورد ما، مسئلۀ اراده مسبوق به یک جهت علمى است و تصور در ذهن و انتقاش مراد در ذهن قبل از ظهور خارجى است. اراده بر همان صورت ذهنیه تعلق مىگیرد حالا یا فاعل و مرید قادر بر انجاز آن صورت مرادیه هست یا قادر نیست. علیٰکلّحال مسئلۀ اراده به فاعل برمىگردد. حالا موانع خارجى و عدم موانع جاى خودش را دارد اما در ذات پروردگار این اراده مسبوق به یک صورت سابقه نیست که پروردگار در ذهنش باشد که من فعلاً یک صورتى مىآورم و در ذهن خودم نقش مىبندم بعداً اراده بکنم که این صورت را در خارج محقق کنم؛ بعداً محقق کنم! خب نفس اراده بر تحقق این صورت مساوى با حضور عینى خارجى اوست یعنى همینکه ذات پروردگار یک صورتى را در ذهن مىآورد یعنى بنا بر فرضى که ما داریم این حیثیت را تشبیه به خودمان مىکنیم درحالیکه این مسئله اصلاً در ذات پروردگار معنا ندارد. تخلل بین صورت علمیه و آن صورت عینیه ترجیح بلامرجح یا ترجیح مرجوح است که چه حیثیتى باعث مىشود که بین صورت و ذىالصورة در اینجا تخلل پیدا بشود، این چه دلیلى دارد؟! درحالیکه ما علتِ براى ذىالصورة را همان نفس خود ارادۀ مرید بر تحقق مىدانیم. خداى متعال که در آنجا ذخیره و خزینه ندارد که مدام صُور را در آنجا ذخیره کند و نگه دارد [و بگوید که] بعداً حالا میلمان بکشد اینها را صورت عینى بدهیم یا ندهیم! حالا فکر کنیم و نگه داریم ببینیم که قضیه چه مىشود!
