اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 13/11/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۳۹

1
  • دنباله مطالب دیروز

  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  به دنباله مطالب دیروز مسئله به اینجا رسید كه مرحوم سید در توجیه مُثل افلاطونی به آن حیثیت سِعی و كیفیت تحقق یك حقیقت كلیه درباره مصادیق خارجیه و عینیه قائل هستند شبیه به آن‌چه كه در ترسیم قضاء و قدر، ایشان بیان می‌كنند. با توجه به آن‌چه را كه ما عرض كردیم مسئله قضاء و قدر، یك واقعیت عینیه خارجی است و این با مسئله مُثل قابل تشبیه نیست، به آن نحوه‌ای كه ایشان در مقام بیان هستند. مگر حالا با یك تعبیری كه الآن عرض می‌كنیم.

  •  در مسئله قضاء و قدر با توجه به آن‌چه را كه از روایات به دست می‌آید، حالا صرف نظر از روایات و آیات، خود كیفیت تحقق حقائق علمیه در علم باری، و علیت ذات برای این حقائق، ما چیزی جز خود تحقق خارجی اشیاء نداریم. این یك امر به اصطلاح واضحی هست. و تحقق خارجی اشیاء همان جنبه فعلیتی است كه در اراده و مشیت پروردگار، این فعلیت حاصل می‌شود. علی كلّ حال مسئله اراده در جای خودش محفوظ. امّا اراده هم مرادی می‌خواهد. و مرید بدون لحاظ مراد، از او اراده متمشّی نمی‌شود. اراده بر امر معدوم كه تعلق نمی‌گیرد. و در مورد ما، مسئله اراده، این مسبوق به یك جهت علمی است و تصور در ذهن و انتقاش مراد در ذهن قبل از ظهور خارجی. بر همان صورت ذهنیه اراده تعلق می‌گیرد. حالا یا فاعل و مرید قادر بر انجاز آن صورت مرادیه هست، یا قادر نیست.

  •  علی كلّ حال مسئله اراده به فاعل برمی‌گردد. حالا موانع خارجی و عدم موانع آن جای خودش را دارد. امّا در ذات پروردگار این اراده، مسبوق به یك صورت سابقه نیست كه پروردگار در ذهنش باشد كه مثلا من فعلًا یك صورتی می‌آورم و در ذهن خودم نقش می‌بندم، بعداً اراده بكنم این صورت را بعداً محقق كنم!. بلكه نفس اراده بر تحقق این صورت، مساوی است با حضور عینی خارجی او. یعنی همین كه ذات پروردگار یك صورتی را در ذهن می‌آورد، یعنی بنابرفرضی كه ما داریم این حیثیت را تشبیه به خودمان می‌كنیم وگرنه اصلًا در ذات پروردگار این مسئله معنا ندارد. تخلل بین صورت علمیه و آن صورت عینیه، این تخلل ترجیح بلامرجّح است. یا تخلل مرجوح است.