اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت تحقق اراده الهی در عالم هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره مثل افلاطونی و تفاوت آن با قضا و قدر آغاز شده و بر این نکته تأکید می‌شود که در ذات پروردگار، تخلل میان صورت علمیه و عینیت خارجی محال است و اراده الهی عین تحقق خارجی اشیاء است. در ادامه، ضمن نقد نگاه‌های سطحی به مقام اولیای الهی، جایگاه واقعی آنان به عنوان واسطه‌های فیض و مجرای اراده و مشیت الهی بررسی می‌شود. استاد با تأکید بر لزوم رعایت ادب و انصاف در مواجهه با کلمات بزرگان، به نقد رفتارهای افراطی و سطحی‌نگری در ترویج معارف اهل‌بیت می‌پردازند و بر ضرورت بازگشت به سیره اخلاقی و عقلانی ائمه اطهار برای هدایت جامعه تأکید می‌کنند.

حقیقت قضا و قدر در نظام هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت تحقق اراده الهی در عالم هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره مثل افلاطونی و تفاوت آن با قضا و قدر آغاز شده و بر این نکته تأکید می‌شود که در ذات پروردگار، تخلل میان صورت علمیه و عینیت خارجی محال است و اراده الهی عین تحقق خارجی اشیاء است. در ادامه، ضمن نقد نگاه‌های سطحی به مقام اولیای الهی، جایگاه واقعی آنان به عنوان واسطه‌های فیض و مجرای اراده و مشیت الهی بررسی می‌شود. استاد با تأکید بر لزوم رعایت ادب و انصاف در مواجهه با کلمات بزرگان، به نقد رفتارهای افراطی و سطحی‌نگری در ترویج معارف اهل‌بیت می‌پردازند و بر ضرورت بازگشت به سیره اخلاقی و عقلانی ائمه اطهار برای هدایت جامعه تأکید می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت قضا و قدر در نظام هستی

18
  • این مطلب را یک دفعه ظاهراً یادم هست بعد از فوت آقا روى منبر گفتم. وقتى صحبت چرت‌وپرت‌هاى ولایت‌ملایت و این مزخرفات، آن‌ موقع بود و خلاصه هر کسی براى خودش یک سازى مى‌زد و همه اهل ولایت شده بودند! شعرى بود که می‌خواندند: نمى‌رُم ولایت!! آنها آن ولایت را با این ولایت اشتباه گرفته بودند! بعد من آن روز روى منبر روز نیمۀ شعبان گفتم و آقایان هم خیلى از ما خوششان‌ نیامد که این مطالب را گفتیم. بله! آن حرف آن روز من را پخش نمى‌کنند، آن‌وقت نوار شب چهارم من را برمى‌دارند و پخش مى‌کنند. اینها همه کلک است آقا! حقه‌بازى این است! اگر پخش مى‌کنى همه را پخش کن. اگر مى‌گویى، همه را بگو! چرا ما باید کلک باشیم؟! مگر خدا کلک است؟! مگر خدا حقه‌بازى دارد؟! مگر خدا پنهان‌کارى دارد؟! چرا ما باید کلک و دورو باشیم؟! چرا باید منافق باشیم؟! اینها من را خیلى آزار مى‌داد.

  • بله، آنجا ایشان گفتند که من چیزى دیدم ـ حالا بروز ظاهرى بود، بروزى بود که خب از نقطه‌نظر ظاهر هم بود ـ ولى به من نگفتند چه بود و تا حالا هم نگفته‌اند و من هم نمى‌دانم چه بوده است ولى در همین [حد می‌دانم]، از ایشان سؤال هم نکردم. [مرحوم آقا مطالبى مشاهده کرده بودند] براى آقاى سبزوارى هم که در آن سفر بود تعریف کرده بودند و اتفاقاً با اهل‌بیتشان در منزل خودِ آقا بودند یعنی خود آقا به ایشان گفته بودند که با عیالت در همین‌جا بیا و به آنها یک اتاق داده بودند. چند بار شنیدم [فرمودند:] کمى از بسیار از بسیار از بسیار از بسیار ـ مدام چند دفعه [این را تکرار کردند] ـ آن را براى آقاى سبزوارى که در آنجا بود نقل کرده‌ام که من امروز یک هم‌چنین چیزى دیدم و ایشان تا یک هفته گیج بود! آقاى سبزوارى که بزرگان همدان از علماء مى‌گفتند که وقتى ما با ایشان برخورد مى‌کنیم مثل اینکه با یک مرجع برخورد کرده‌ایم! از نقطه‌نظر پختگى و صلابت و اتقان در مباحث و مبانى این‌طور بودند. آنها مى‌گفتند که انگار با یک مرجع علمى و دینى برخورد کرده‌ایم. این تعبیر را نسبت به آقاى سبزوارى مى‌آوردند! مى‌گفتند که تا یک هفته گیج بود و مدام در این یک هفته با خود مى‌گفت: پس ما چه شده‌ایم که این‌همه در خدمت مرحوم انصارى ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بودیم؟! پس ما چه شده‌ایم؟! بعد مرحوم آقا مى‌گفتند که ما مى‌گفتیم: خب بله، چه اشکالى دارد؟! بودن در پیش آن بزرگ براى شما مقدمه‌اى بوده و بستر و زمینه‌اى آماده کرده که‌ بتوانید صحبت این را ادراک بکنید. شما نباید این را ندیده بگیرید.

/ 613