
جلسه ۷۳۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 13/11/1432
جلسه ۷۳۹
8این هرچه به دلش آمد، همان است كه ولی دارد انجام میدهد دیگر. منتها این كه به دلش آمد بعد از مقدمات است، امّا او همیشه وصل است. منتها او نه تنها به دلش میآید، بلكه در مقام انجاز میآید. فقط یك القاء نفسانی نیست. فقط یك القاء در قلب نیست. لذا ایشان میفرمودند ـ بله دیگر اینجا یك خرده مسئله دارد مشكل میشود ـ میفرمودند ما فعل او [حضرت آقای حداد رضوان الله تعالی علیه] را اراده خدا میدیدیم. تصوری اصلًا در كار نبود. صورت علمیه سابقهای اصلًا در قضیه نبود. رعایت مصلحت و مصالح خارجیه و ... اصلًا نیست. این مسائل را راجع به مرحوم آقای انصاری میزدند. امّا در مقام مقایسه با استاد خودشان اینگونه نبود. آن بزرگوار [آقای انصاری] بله در یك همچنین افقی بودند، ولی نسبت به ایشان [آقای حداد] اصلًا اینگونه نبود. نفسِ علم بود، سبق علمی نبود، یا مصلحتی نبود. مثل اینكه من این را یك جایی گفتهام. ظاهراً در این پاورقیها. یك كسی از همان دوستان مرحوم آقای انصاری كه آقای سبزواری بود ـ خدا رحمتش كند ـ ایشان میگفت.
تلمیذ: در اسرار ملكوت جلد دوم بیان فرموده اید1
استاد: بله. بله میگفت من ندیدم كسی را در عمر خودم مثل مرحوم انصاری كه آنچه را كه میفرمود، بعداً معلوم بشود كه عین مصلحت بوده. و عین واقع بوده. و مطلب هم همان طور بوده است.
وقتی ایشان این صحبت را گفت مرحوم آقا یك تأملی كردند و بعد گفتند: رحمه الله علیه! رحمه الله علیه! بله همینطوری است كه میفرمایید. همینطور است.
ایشان (مرحوم آقا) مثل ما نبود، همینطوری لری هر چی میخواهیم بگوییم. طرز صحبت كردن ایشان یك آدابی داشت، و یك چیز خاصی بود. نمیخواستند توی ذوق بزنند، یك روش و ادب خاصی را ایشان در صحبتهای خودشان ملاحظه میكردند، ملاحظاتی داشتند. در جاهای مختلف و موارد مختلف. بعد فرمودند:" بله، ما از حضرت آقا ـ منظورشان آقای حداد بود ـ آنچه را كه مشاهده میكنیم این است كه نفس اراده ایشان عین اراده و مشیت الهی است." اصلًا آدم گاهی اوقات یك چیزهایی میشنود كه گیج و منگ میشود. مغزش هنگ میكند!
- اسرار ملکوت، ج ٢، ص ١٠٣ و ١٠٤ و ١٣٦ و ١٣٧ و مطلع الانوار، ج ٢، ص ١٦٧
