
جلسه ۷۳۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 13/11/1432
جلسه ۷۳۹
7آنجاست كه واسطه قضاء و قدر خواهند شد.1 اینجا ملاحظه میكنیم كه وقتی یك ولی الهی میآید یك فعلی را انجام میدهد، بعضیها میگویند آیا این فعل با اجازه امام زمان بوده یا نبوده؟ همین حرفهایی كه خلاصه در میآورند و میزنند. دیگر اجازه یعنی چه؟ همه اینها به امام زمان برمیگردد. خب در این شكی نیست. كسب اجازه یعنی چه؟ مگر او مثل ماست كه بخواهد بر اساس یك تصور، و بر اساس یك ذهنیت و بر اساس یك صورت علمیه ذهنی، ارادهاش به او تعلق بگیرد، بعد فكر این را میكند: خب حالا كه اراده ما میخواهد تعلق بگیرد، آیا مصلحت بر این مترتّب هست یا نه، حالا بروم اجازه بگیرم ببینم اگر گفتند بله بكنم. اگر گفتند نكن، نكنم؛ اینطور است قضیه؟ یا نه!
وقتی كه به نزد حضرت عیسی میآیند و میگویند این مرده را زنده بكن، از خدا اجازه نمیگیرد خود را میبیند و انجام می دهد. نفس این دیدن و ملاحظه میشود اجازه.
تلمیذ: استخارههایی كه اولیاء میكنند مثل همین است؟
استاد: آنها یك مسائل دیگری دارد، فعلا در آن قضایا اصلًا وارد نشویم. آن نسبت به همه مسائل نیست. نسبت به همه مطالب نیست. نسبت به آن خصوصیات و مطالبی است كه در آنها به نسبت اقتضای عبودیت خودشان و ملاحظه مقام ظاهر، این كار را انجام بدهند. البته اینطور هم نیست كه همه همینطور بودهاند و همه هم اینطور میكردهاند. خود آنها حالات مختلفی دارند. بنده از بعضی از اساتید مرحوم آقا یك همچنین مطالبی را ندیدهام و از آقا هم نشنیدهام نسبت به این قضیه و حتی خود آقا هم ایشان تصریح میفرمودند كه انسان استخاره نباید بكند. بلكه همان سپردن نفس به خدا و طلب خیر از خدا، و تسلیم در مقابل رضای خدا، همان استخاره است. خیلی این مسئله مهم است و آنوقت شرائطی دارد: غسل بكند، حالا اگر شد كه در یكی از مشاهد مشرفه باشد، مثل حرم امام علیه السلام، یا حرم حضرت معصومه ...، صبح دو ركعت نماز بخواند و در سجده صد مرتبه استخیر الله برحمته بگوید و هرچه به دلش آمد میشود استخاره2.
- افق وحى، ص ١١٧ تا ١٢٥ و اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٢٣٠ تا ٢٣٤ و مهر فروزان، ص ١٠٦ و مجمع السعادات، ص ١٨٩، فصل ششم، در بيان بداء، سلطان محمدگنابادى
- رجوع شود به انوار الملکوت، ج ١، ص ٢٢٥ و حيات جاويد، ص ١١١
