
جلسه ۷۳۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 13/11/1432
جلسه ۷۳۹
17استاد: ببینید ظهور معلول برای شهود است. الآن چیزی را كه شما اینجا میبینید بر اساس ذهنیات خودتان هست. بر اساس میزان اطلاع شما هست. بیشتر كه نیست. ولی اگر یك فردی از یك افق بالاتری باشد، همین چیزی را كه شما میبینید، همین را میبیند، ولی چیز دیگر میبیند. اگر آقای سبزواری در همان موقعی كه آقا این را میگفتند آنجا بودند، هیچی نمیفهمید. شاید اصلًا هیچ نمیفهمید. چیزی اصلًا متوجه نمیشد.
بله، فقط در یك جریان بود كه من این جریان را مشاهده كردم: ـ در همان زمان طفولیتم حتی وقتی كه بزرگتر شدم این مسئله را من میدیدم. اقرار میكنم ـ كه وقتی ایشان از سفر عتبات بر میگشتند اصلًا حال و هوای دیگری داشتند. و ما با همان سن كم و صباوت خودمان این مسئله را میفهمیدیم. مشاهده میكردیم. كه چه تغییر و تحولاتی پیدا شده. خیلی عجیب بود.
حتی یك دفعه من كوچك بودم، شاید ده، دوازده سالم بود. دوازده سالم بود كه در یك سفر كه برگشته بودند، و منزل ما احمدیه بود در همان زمانهایی كه میگفتند ما با میهن تور میرفتیم، آن موقعها، من شب رفتم به والدهمان گفتم كه: آقاجان چرا اینجوری است؟ گفتم آقاجان چرا اینطوری است؟ گفتند كه: نه، چیزی نیست!
یعنی در همان به سن بچگی در یكی از این سفرهایشان، یادم هست كه مشخص بود كه خلاصه خیلی خبرها اتفاق افتاده. خدا حفظ كند، یكی از همین دوستان سابقشان كه حالا دیگر ارتباطی نداشتند بله، آمده بودند برای دیدن ایشان. اولین نفر هم بود بنده خدا. خیلی هم آقا را دوست داشت، خیلی، الآن هست. بله ایشان هست و محبت هم دارد. و من یادم هست كه بعد از گذشت چند دقیقهای، ایشان رو كردند به او و گفتند: امسال ما، یك مسئلهای را از ایشان مشاهده كردیم! مسئلهای را مشاهده كردیم كه آقای سبزواری هم آنجا بود.
