
جلسه ۷۳۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 13/11/1432
جلسه ۷۳۹
16تلمیذ: ...
استاد: منتها خودِ ائمه و خودِ پیامبران و خود اولیای الهی، آنها همیشه در مقام ادب و ظهور و تواضع، همیشه خودشان را عبد قرار میدادند. آن جهت اتصالیه خودشان را تقویت میكردند. این كه میبینید پیغمبر میایستد دو ركعت نماز میخواند، خودش را از نقطه نظر عبودیت در مقام عبودیت مطلقه درمیآورد. یعنی با این نحو. یكی هم این كه بالاخره مردم هم میگویند: خب بالاخره نماز خواند و فلان و مثل ساحر هم نیست. این اتصال و این نحوه وقتی كه انجام میشود، این نیست كه اذن برایش بیاید كه مثلا حالا پیغمبر تو شقّ القمر كن. اینطوری نیست. وقتی كه رسول الله بر میدارد نماز میخواند میبیند میتواند. توانستن یعنی اذن. همین نفس توانستن یعنی مساوقٌ للإذن من الله. نفس اراده حضرت موسی یعنی اذن. یعنی اذن. پس بإذن الله یعنی چه؟ یعنی من كه در مقام بشری نمیتوانم این كار را بكنم. الآن كه دارم این كار را میكنم از جلد بشری خارجم. پس اذن خارجی در من جریان پیدا كرده كه دارم میتوانم. اگر آن اذن الهی در من سریان پیدا نمیكرد، من یك آب را نمیتوانستم بردارم، چه برسد به اینكه بخواهم مرده زنده كنم، چه برسد به اینكه بخواهم كهیئه الطیر1 و اینها را به اصطلاح بخواهم انجام بدهم.
بله ایشان میفرمودند كه آقای حداد، ایشان اصلًا نفس فعلش، همان اراده و مشیت خداست. مسئله اصلا از یك مقوله دیگر است. خارج از آن قیاسات و خارج از آن ملاكات ماست. اینها چیزهائی بود كه مرحوم آقا اصلًا تا عمر داشتند به كسی نگفتند و با خودشان بردند.
تلمیذ: آقای سبزواری با تجربه گفتند كه ایشان مطالبی را آقای انصاری میفرمودند. ولی حضرت آقا فرمودند: ما میدیدیم كه ایشان آنچه میگویند هم نفس فعل خداست.
استاد: بله.
تلمیذ: این ادراك، یك ادراك شهودی است، یا حسب ظاهر هم درآن دخالت داشته است.
- اشاره به آيه ٤٩ سوره آل عمران و آيه ١١٠، سوره المائده
