
جلسه ۷۳۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 13/11/1432
جلسه ۷۳۹
20بلند میشود بغل آقا میایستد در جمعیت حرف میزند، تلویزیون عكس بر میدارد، میآید راجع به فلان شخص مقوا اینطرف و آنطرف میچسباند. بلند میشود برای انتخاب طرف مبلّغ اینطرف و آنطرف میفرستد. چی بوده؟ چرا این بدبختی به سرشان آمده؟ چرا به این بیچارگی افتادهاند؟ چرا به این ذلت الآن اینها مبتلا شدند؟ چون از خط مرحوم آقا فاصله گرفتند. فاصله گرفتند. بله؟ شما كه رفتی اینطرف و آنطرف تبلیغ كردی به این رأی بده و به آن رأی بده، الآن جواب مردم را چی داری میدهی؟ این كه این درآمد! خودشان هم دارند میگویند، چیزی نیست كه من بگویم دیگر. شما الآن چه جوابی دارید؟ شما كه انتساب به مرحوم آقا داشتید چه جوابی دارید بدهید؟ هان؟
آیا در این مطالب و این مسائل شما شریك در این فجایع نیستید؟ اگر مرحوم آقا هم بود، مبلغ اینطرف و آنطرف میفرستاد؟ ای بدبخت! هان؟ مبلغ میفرستاد؟ آن هم برای این آدم؟ تا كی سرمان را در برف فرو كنیم، مثل كبك؟
من از این قضایایی كه اتفاق میافتاد هیچكدام برای من خیلی مهم نبود. چرا خب متأثر میشدیم، ولی مسائلی كه به ایشان مربوط بود اگر كسی نداند مبانی ایشان را، بالاخره كسانی كه به ایشان نزدیكند كه دیگر میدانند. مطالبی را كه ایشان گفتند كه دیگر خبر دارند. تعابیری كه ایشان میآوردند كه دیگر نزدیكان ایشان اطلاع دارند. آنوقت آدم بیاید این كارها را انجام بدهد؟ اینها همه به خاطر این است كه خلاصه ما نیامدیم آن مسیر را درست طی كنیم. مصالح، مجاملات، مسامحهها، باج دادنها، مصلحت اندیشیها، اجازه دخالتِ دیگران در امور دادنها، اینهاآدم را چه میكند؟ كمكم میرساند به آنجایی كه یكدفعه میبیند واقع شد در یك فضایی كه دیگر نه راه پس دارد نه راه پیش.
حالا خدا میداند، بعد صدایش در میآید. حالا یكخرده صبر كنید. بعداً صدای قضایا در میآید.
اللهمَّ صلِّ عَلی محمَّد و آلِ مُحمَّد
