
جلسه ۷۳۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 13/11/1432
جلسه ۷۳۹
19بعد مرحوم آقا میگفتند كه ما میگفتیم: خب بله چه اشكالی دارد؟ بودن در پیش آن بزرگ برای شما مقدمهای بوده، بستری آماده كرده، زمینهای آماده كرده كه بتوانید صحبت این را بخواهید درك بكنید. نباید شما این را ندیده بگیرید.1 خب ببینید! تازه میگوید كمی از بسیار از بسیار از بسیار! تازه میگویند آقا ولی است؟ آقا ولی است؟ هِی هِی هِی!
توجه میكنید؟!
ما هم چیزی نمیفهمیم! امّا دیگر كه بابا كاه نخوردیم! گفت نخوردیم نان گندم، دیدیم دست مردم. كاه نخوردیم، خب بالاخره میدانیم به اندازه فهم خودمان، این كه من به شما میگویم كه مسائلی هست كه من تا حالا جرأت نكردهام و نخواهم كرد اصلا به أحدی بگویم، راجع به فعل اولیاء خدا ...
حالا شما ببینید نسبت به امام زمان قضیه چیست؟ آن كه علتِ برای همه اینهاست. آن كسی كه اینها در زیر ولایت او اینطور شدهاند! آن وقت ببینید چه خبر است قضیه! مسئله او چه خبر است! حالا اینها امام را در حد یك آدم عادی تنزل میدهند و معرفی میكنند.
این بزرگان اگر این مطالب را در اختیار ما نمیگذاشتند، اصلًا معلوم نبود ما الآن كجا بودیم؟ كجا بودیم؟ شما نگاه به این اوضاع و احوال و مطالب بكنید. این طرف، آنطرف، در چه حرفهایی هستند! یعنی مهوّع است! یك آدم عامی كوچه بازاری میتواند زندگیاش را اینطوری بگذراند؟ حالا چه برسد به آدمی كه درسخوانده باشد. اهل فضل باشد.
از یك طرف آدم وقتی یك خبرهایی میشنود و میبیند اصلا حالش به هم میخورد از این مطالب، مسائل، باندبازیها، همهشون گرفتار، همهشان مبتلا! از دم! بیبرو و برگرد! بیبرو و برگرد. آنوقت پیش خودشان میگویند نه ما اینطوری هستیم! یارو نمیفهمد! یارو نمیفهمد! خبر ندارد! یارو اطلاع ندارد! شاید به ریش ما هم بخندند، ما هم فردا به ریش اینها میخندیم!
چطور اینكه همین الآن هم خنده دار هست! نیاز به فردا ندارد! حالا معلوم شد كی اهل اطلاع هست، كی نیست. معلوم هست كی اطلاع دارد، كی ندارد. مشخص شد. عرض كنم حضورتان كه از یك طرف مهوّع، ولی از یك طرف آدم عبرت میگیرد. و موقعیت خودش را تصحیح میكند. خدای ناكرده. شما نگاه كنید ببینید چه بدبختیای بر سر آن كسانی كه مدعی متابعت از مرحوم آقا هستند آمد؟ چه بیچارگیای برسرشان آمده؟ در چه مسائلی افتادهاند؟ چرا؟ هِی فاصله گرفتن، كمكم آدم را میرساند به یك جایی كه خودش میشود اصل. اصلًا خودش میشود اصل.
- اسرارملکوت، ج ٢، ص ١٠٣ تا ١٠٥ و مطلع الانوار، ج ٢ ص ١٦٧
