اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 13/11/1432

جلسه ۷۳۹

18
  •  این مطلب را قبلا یك دفعه ظاهراً یادم هست بعد از فوت آقا روی منبر گفتم. وقتی صحبت چرت و پرت‌های ولایت و ملایت و این مزخرفات آن موقع بود، و خلاصه هركس برای خودش یك سازی می‌زد و همه اهل ولایت شده بودند! شعری بود نمی‌رم ولایت!! آن‌ها آن ولایت را با این ولایت عوضی گرفته بودند!

  •  بعد من روی منبر روز نیمه شعبان گفتم و آقایان هم خیلی از ما خوششان نیامد كه این مطالب را گفتیم. بله. آن حرف آن روز من را پخش نمی‌كنند. آنوقت نوار شب چهارم من را بر می‌دارند پخش می‌كنند. این‌ها همه كلك است آقا. حقه بازی این است. اگر پخش می‌كنی، همه‌اش را پخش كن. همه را برو پخش كن، اگر می‌گویی همه را بگو، چرا ما باید كلك باشیم؟ مگر خدا كلك است؟ مگر خدا حقه بازی دارد؟ مگر خدا پنهان‌كاری دارد؟ چرا ما باید كلك باشیم؟ چرا باید دو رو باشیم؟ چرا باید منافق باشیم؟ این‌ها مرا خیلی آزار می‌داد آن زمان.

  •  بله آن‌جا من گفتم كه مرحوم آقا گفتند چیزی من از آقای حداد دیدم ـ حالا بروز ظاهری بوده؟ بروزی بوده كه خب از نقطه نظر ظاهر هم چیزی بوده؟ ولی به من نگفتند چه بوده و تا حالا هم نگفتند و من هم نمی‌دانم چه بود. ولی در همین حدّ، من هم از ایشان سؤال نكردم، مرحوم آقا مطالبی مشاهده كرده بودند و برای آقای سبزواری هم كه در آن سفر بود گفته بودند ـ و كمی از بسیار، ـ چند بار شنیدم ـ كمی از بسیار از بسیار از بسیار از بسیار آن را برای آقای سبزواری كه در آنجا بود نقل كرده‌ام كه من امروز یك همچنین چیزی دیدم. و ایشان تا یك هفته گیج بود! آقای سبزواری ها! كه بزرگان همدان از علماء می‌گفتند وقتی ما با ایشان برخورد می‌كنیم، مثل این‌كه با یك مرجع برخورد كرده‌ایم! از نقطه نظر پختگی و از نقطه نظر صلابت و از نقطه نظر اتقان در مباحث و مبانی و ...، می‌گفتند انگار با یك مرجع علمی و دینی ما برخورد كرده‌ایم. این تعبیر را می‌آوردند نسبت به آقای سبزواری. می‌گفتند تا یك هفته گیج بود و هی در این یك هفته با خود می‌گفت: پس ما چه شدیم كه این‌همه در خدمت مرحوم انصاری بودیم؟ پس ما چه شدیم؟!