اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 12/11/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۳۸

7
  •  آن چه كه می‌گویند فلانی راه رفته است، ولی به راهش نگاه نكنید، چرا؟ برای همین است. چون تفكرات انسان، تعقل انسان، این به كار گیری قوای نفسانی، این‌ها اكثرش معلوم نیست كه معلول قوای عاقله و قوای منطقیه‌ی نفس باشد! معلول هواهای نفسانی است. هواهای نفسانی می‌آید قوا را در اختیار می‌گیرد و بعد نتیجه و خروجی‌اش چه می‌شود؟ خروجی‌اش كشتن امام حسین می‌شود!! فقیه بوده، قاضی بوده، همین شریح بوده، ولی خروجی‌اش چیست؟ كشتن امام حسین است دیگر. این خروجی‌اش است دیگر.

  •  زبیر كه بوده است؟ این همه تجربه، این همه مجاهده‌ی در راه خدا، بودن در كنار رسول خدا مگر كم چیزی است؟! آقا در جنگ احد یكی از افرادی كه مانده بود زبیر بود. همان موقع‌هایی كه همه‌ی از ما بهتران فرار كردند، كه مبادا یك سر سوزنی بر این بدن مباركشان حتی یك خراش وارد نشود كه از همان نوك سوزن یك میكروب و ویروس وارد شود. چون این‌ها باید بمانند برای اسلام!1 بمانند، خودشان را نگه دارند، خدا نكند یك وقتی یك خدشه‌ای حتی وارد بشود. كار درست هم همین است دیگر، باید بمانند! امیر المؤمنین نه، برود سرش بشكند، شكاف بردارد، بمیرد! مسأله‌ای نیست، طوری نیست. آن موقعی كه آن‌ها رفتند كه برای اسلام خودشان را نگه دارند بسازند، هان! خودشان را بسازند! فرض كنید كه بدنسازی كنند! آن موقع این زبیر بود. در جنگ بود، حاضر بود. ولی صحبت این بود كه این‌ها هیچكدام باعث عبور نمی شود. تا وقتی كه انسان از نفس نگذرد. از مرتبه ی نفس عبور نكند و قوای عاقله‌ی او نفس او را به تسخیر درنیاورد. تا آن زمان كیست؟ بروید یك نفر را پیدا كنید برای من بیاورید، الآن، یك نفر را بیاورید كه قوای عاقله‌ی او نفسش را مسخر كرده است.

  •  در فاعل بالتسخیر قوای عاقله بر نفس مسلط است.2 اگر پیدا كردید سلام مرا هم به او برسانید! آنوقت این چكار می‌كند؟ خرابكاری می‌كند، مشخص است دیگر. فكرش مسخر است. به همین روایت استدلال می‌كند. به همین حكایات استدلال می‌كند. به همین شخصیت‌های صدر اسلام استدلال می‌كند. خودش را با آن‌ها منطبق می‌كند. ا! ا ا! خب چرا خودت را با آن‌ها منطبق می‌كنی؟ برو با آن دیگری خودت را منطبق كن! شخصیت كه یكی و دوتا نداریم! چطور شد شما خودت را با آن منطبق كردی؟ ولی اگر بنا باشد منِ طهرانی منطبق كنم، خودم را با آن شخصیت منطبق نمی‌كنم. ابدا! می‌روم با یكی دیگر. چرا؟ می‌ترسم! شك دارم به خودم! یقین ندارم! كی می تواند یقین داشته باشد و یقینش هم منطبق بر واقع باشد. كی است؟ هان! اینجاست كه كلام بزرگان به داد ما می‌رسد: تا متصل به مبدأ نشدی، كاری انجام نده! این! این‌ها آن نوری است كه می‌آید. تا متصل نشدی كاری انجام نده! دنبال این مسائل نرو! دنبال فلان نرو. دنبال قضایا ومطالب نرو. همین دستگیری‌ها و فلان و مطالبی كه امروزه مشاهده می‌كنید كه این‌ها بحمدالله كم، هم نیست.

    1. براى اطلاع بيشتر بر اين موضوع رجوع شود به کتاب شريف امام شناسى، ج ١٣، ص ٥٢ به بعد و ج ١٦، ص ٢٦٨ و نور ملکوت قرآن، ج ٣، صص ٢٣٣ و ٢٣٤ و شيعه در اسلام، صص ٤٢ و ٤٣
    2. براى توضيح بيشتر در مورد فاعل بالتسخير رجوع شود به شرح المنظومه، ج ٢، ص ٤٠٦ تا ٤١٠،
      چاپ نشر ناب با تعليقات آيت الله حسن زاده آملى و نهايه الحکمه، ص ٢٢٤ و ٢٢٥، چاپ موسسه النشر الاسلامى