
جلسه ۷۳۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 12/11/1432
جلسه ۷۳۸
21تلمیذ: یعنی بیان فرمودند؟
استاد: بله.
ولی اگر فرض كنید كه آن شخص میگفت یا علی شما چه كردید، حضرت فرمودند من دارم به سمت قدرم میروم دیگر. دیگر تفاوت نمیكند. دیگر از قضاء دارم فرار میكنم به قدر ندارد! قدرم این است كه بروم آنجا باشم. دیگر آنجا مینشینم و بعد باد مرا بلند میكند آنجا میگذارد، نیست. یعنی اراده و اختیار و رفتن و حركت كردن همهی اینها میشود قدر، قدر، ـ همانطور كه گفتم همهی اینها میشود قدر. اینقدرها، را كه وقتی جمع بكنید میشود این قدر. و تا این انجام شد یك دفعه دیوار از اینطرف میافتد.
عین بچه، آن مراتب نطفه و علقه و مضغه و نمیدانم ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَه أَحْسَنُ الْخالِقِينَ آخر اینها همه میشود قدر، ودر نتیجه آن موقعی كه دنیا میآید میشود آن قدر فعلی كه برای ما مشهود است. اما برای امام رضا علیه السلام كه دارد به او میگوید كه بچهات اینطور میشود، برای امام رضا علیه السلام هم چیز مجهولی وجود دارد؟ نه، آیا برای امام رضا حتماً باید آن بچه به دنیا بیاید، بعد بلند شوند آن را بیاورند نشان بدهند به حضرت، بگویند هان دیدید گفتم این انگشتش زیاد است؟ نه! به دنیا آمدن بچه و به دنیا نیامدن، نطفه منعقد شدن، و نشدن، چهارماه شدن، و نشدن، همه برای امام رضا یكی است! هیچ تفاوت ندارد.
آیا شما الآن میدانید كه خصوصیت دست بسته من، چیست؟ نه، چون دست من بسته است. هیچ كاری نمیتوانید بكنید. كی میتوانید، الآن كه تازه دستم را باز كردم. تازه الآن هم نه، بیایید جلو، آنهایی كه چشمشان ضعیفتر است، بیایند جلو، خوب نگاه كنند این انگشتها را ببینند امّا برای خود من، كه الآن دارم نگاه میكنم چیزی مجهولی هست؟ خیر، چیز مجهولی نیست. برای شما مجهول است تا وقتی كه دست من بسته است. برای مأمون مجهول است تا وقتی كه بچه به دنیا نیامده است. برای امام رضا این است. مثل این دست من است. هیچ تفاوتی نمیكند.
