اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 12/11/1432

جلسه ۷۳۸

20
  •   ـ بزنیدش! بزنید بیرونش كنید!1

  •  خب نمی‌شود اینطور! خب بیا پایین حد خودت را نگه دار، قشنگ بنشین پایین بگذار علی برود بالا، هم خودت گرفتاریت كم‌تر است، هم دیگر وزر و وبال مردم گردنت نیست. بعد هم به سعادت می‌رسی و بهشت می‌روی و به مسائل ... چرا؟ چون اندازه‌ی خودت را نگه داشتی. نگه داشتی به صلاح می‌رسی. چرا الآن به جهنم می روی؟ اندازه‌ی خودت را نگه نداشتی. لباسی كه باید علی بپوشد تو پوشیدی. خب این چیست؟ همه‌اش به خاطر این قضیه است.

  •  پس بنابراین در مسأله‌ی قضاء كلی با قدر جزئی هیچ تفاوتی ما مشاهده نمی‌كنیم. و بر این اساس روایات را باید حمل كنیم.

  •  تلمیذ: در رابطه با تفاوت بین قضاء و قدر فرمودید امام در آنجا [فرار از دیوار كج‌] اختیار دارد، امّا نسبت به شهادتشان اختیارندارد، چرا؟ چون هر دو قضاست و هر دو در علم الهی موجود هست.

  •  استاد: خب بنده عرضم همین است. همانطوری كه شما می‌فرمایید مطلب یكی است. منتها مقام تكلیف تفاوت می‌كند. آن زمانی كه ابن ملجم می‌آید پیش أمیرالمؤمنین و در ضمن آن ده نفری است كه از یمن می‌آید و سخنرانی می‌كند و همه از سخنرانی‌اش تعجب می‌كنند، حضرت می‌فرمایند اسمت چیست و بعد می‌فرمایند كه: أرید حیاته و یرید قتلی2 در آن زمان حضرت در آنجا به همان حیثیت قدر اشاره می‌كنند كه قدر من همین است و به اینجا خواهیم رسید. هرجا بروم همین است. یعنی هرجا بروم اصلًا غلط است به طور كلی. یعنی از یك واقعیت فعلیه و عینیه‌ی خارجیه حضرت پرده برداشتند. درست شد؟ و در همین شب نوزدهم هم صحبت‌های حضرت به همین مسأله اشاره دارد. گفتند كه باشما بیرون بیاییم؟ حضرت فرمودند چه را می‌خواهید عوض كنید؟ اگر از قضاء حتمی می‌خواهید مرا نجات بدهید، اگر حتم شده باشد، به جای شما اگر یك لشكر بیاید نمی‌تواند مرا نجات بدهد. اگر هم حتم نشده باشد، شما دو نفر هم زیاد هستید چون حتم نشده، مسأله انجام نشده است. در آنجایی كه از آن دیوار می‌روند در آنجا، حضرت بلند شدن و رفتن در آنجا را قدر می‌دیدند یا نه؟ قدر می‌دیدند دیگر. یعنی اگر به همان امامت رجوع بكنند، می‌دانند كه باید ایشان آنجا بروند و از این مكان جایشان را تغییر بدهند و آنجا بروند. این می‌شود قدر. حضرت هم همین كار را كردند. پس قضیه فرقی نكرده است. منتها در اینجا به آن طرف آمدند اینطور گفتند. گفتند كه من از آن قضاء كه حادث است رفتم به قدر.

    1. بحارالانوار، ج ٤٠، ص ٢٤٨ و الاحتجاج، ج ٢، ص ٣١٣
    2. در امام شناسى، ج ١٢، ص ٢٠٠ آمده است: ارِيدُ حِبَاءَهُ وَ يرِيدُ قَتْلِى عَذِيرَک مِن خَلِيلِک مِن مُرَاد. طبقات ابن سعد، طبع بيروت، ج ٣، ص ٣٣. و اين روايت را نيز سبط ابن جوزى در «تذکره» ص ١٠١ از «طبقات» آورده است و ابن شهرآشوب در «مناقب» ج ٢، ص ٨٠ آورده است، و ابن أبى الحديد در «شرح نهج البلاغه» طبع مصر، دار الاحياء، ج ٩، ص ١١٨ ذکر کرده است.