
جلسه ۷۳۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 12/11/1432
جلسه ۷۳۸
10تلمیذ: خب همان سبق صورت اگر در وجود عینی هنگام خلق صورت نیاز نیست، در صورت ذهنی هم كه ذهن انشاء میكند نیازی نیست.
استاد: خب آن حق تعالی دارد عین خارج را درست میكند.
تلمیذ: فرق نمی كند!
استاد: از خودش! [عین خارجی را خلق می كند]
تلمیذ: آن را هم میگوییم از خودش!
استاد: آخر صحبت در خود صورت است. یعنی این صورت حكایت میكند از یك عین در خارج كه بعداً میخواهد بیاید. صحبت این است.
تلمیذ: شما فرمودید صورت كه در خارج هم عینیت واقعی دارد. چه فرق دارد؟ صورت در هر دو تا یكی است.
استاد: ببینید صورت با خود وجود فرق میكند. در وجود وقتی میخواهد عینیت بدهد، همان موقعِ عینیت ... ببینید! صحبت راجع به ما و قدرت ما و ضعف و تكامل ما نیست. صحبت در باری است. یعنی وقتی كه شما درمورد باری، صحبت میكنید، نفس ارادهی او در یك تعین خارجی، این نفس ارادهی او، این انشائی كه دارد ... آیا این الزاماً باید قبلش یك صورتی باشد یا نه؟ این را بنده میگویم. نه!
تلمیذ: خب ما هم میگوییم.
استاد: نه نه نه! ببینید صحبت در این است كه ما داریم در اینجا الزام را میآوریم. آنهایی كه قائل به علم عنائی هستند میگویند چون تحقق عینی اشیاء باید در بستر زمان باشد، امكان ندارد خودِ آن تعین در آنجا باشد. و الّا مسأله در آنجا اصلًا به جهل برمیگردد. یعنی جهل باری نسبت به تعین خارجی. خب بالاخره وجود ندارد دیگر، پس جاهل است. اگر وجود داشته باشد این چیست؟ پس معلوم است، هست. پس الآن كه علم باری دارد به تعین قرار میگیرد، این كه میگویند الزاماً باید خود آن صورت، قبلًا وجود داشته باشد، میگوییم این الزام منافات دارد با خودِ این مسأله زیرا صورت علمیه ـ اگر بخواهیم به حسب ظاهر نگاه كنیم ـ خود صورت علمیه چون میشود معلوم بالذات پس در هر صورت علمیهای كه معلوم بالذات است یك معلوم بالعرض هم باید باشد.
