
جلسه ۷۳۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 12/11/1432
جلسه ۷۳۸
9یك شكم و یك دم و شش تا سر دارد. صورت خارجی ندارد، اما شما آمدید و تصور كردید. علم و تكنیك آمد و با همین چیزهایی كه درست كردهاند، این گوسفند شش سر هم را درست كردند. این صورتی كه در ذهن شما پیدا شده از كجاست؟ شما میگویید كه صورت خارجی ندارد، درست است. اما مبادیاش چه؟ آن صورتش چه؟ این شخص كه آمده از اینجا آمده وصورت را گرفته، فرض بكنید كه به هیچ چیز اطلاع ندارد و از هیچ چیز خبر ندارد، او نمیتواند درست كند، شما میتوانید؛ چرا؟ چون شما اطلاع داشتید. شما گوسفند را دیدید، آمدید مانند آن یك كله درست كردید؟ بغلش چیدید. اوّل دیدید، آیا میشود به چیزی اطلاع نداشته باشید و بردارید مانند او كپی بزنید و مونتاژ كنید و امثال ذلك؟ امكان ندارد. یك وجود خارجی دارد. حالا وجود خارجی یا عین اوست، یا مبادی اوست. تفاوت نمیكند. در علم باری نسبت به اشیاء وجود خارجی چیست؟ وجود خارجی چیست؟ بسیار خب، فرضاً به اینكه این اعیان خارجی در خارج نیستند. خیلی خب نیستند. خدا خودش مانند نفس ما، آمده صورت سازی كرد. آمده مونتاژ كردهاست. برای یك زید دست و كله و پا و چشم درست كرده است. چشمش را اینطوری درست كرده است، آن یكی را بادامی كرده، آن یكی را گرد كرده است، آن یكی را بزرگ كرده، آن یكی را سیاه كرده است، آن یكی را آبی كرده، آن یكی را سبز كرده است، ولیكن آن مبادی برای این صورتگری چیست؟ این كه امر عدمی است. امر عدمی كه نمیتواند مبدأ برای یك حقیقت علمیه قرار بگیرد!
تلمیذ: وجود عینی هم كه شما میفرمایید بالاخره كه این مسأله هم پیدا میشود.
استاد: بله؟
تلمیذ: در وجود عینی هم بالاخره سبق صورت نیاز نیست. در وجود عینی حضرت باری، حق چطوری این را انشاء كرده بدون سبق صورت؟
استاد: خب نیاز به سبق صورت ندارد.
