
جلسه ۷۳۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 12/11/1432
جلسه ۷۳۸
8خب صحبت ما در چه بود؟ صحبت ما در قضیهی قضاء كلی بود. این علم در ما دو صورت را دارد. ولی در ذات پروردگار چطور؟ در ذات پروردگار ما دو قسم كه بیشتر نداریم. یك حقیقت علمیه داریم آن هم حقیقت علمیه است دروغ نیست، همین صورتی كه اشیاء خارجی در ذهن ما ایجاد میكند، این را نفس به واسطهی ارتباطِ باخارج ایجاد میكند واین صورت دارای واقعیت است. قبلا نبوده الآن هست و شما بر اساس این صورت ترتیب اثر میدهید. بر اساس این صورت كارهایتان را انجام میدهید و تفكراتتان را عوض میكنید و چه میكنید و چه میكنید. تا دیروز حكم به عدالتش میكردید، امروز با دیدن یك صورت، حكم به فسقش میكنید، از كجاست؟ از همین صورتهاست دیگر. تا دیروز حكم به فسقش میكردید الآن حكم به عدالت میكنید. تا دیروز پشت سرش نماز میخواندید، میگویید از امروز دیگر نمیشود نماز خواند. همهی افراد كه یك جور نیستند. درست؟ اینها به خاطر چیست؟ به خاطر همان حقیقت علمیه است، كه برای انسان حاصل شدهاست. این هم حقیقت است. منتها آیا صورت خارجی اشیاء در علم باری ـ علم عنائی به اصطلاح اهل حكمت ـ مستقر است و بر اساس آن صورت خارجی خدا در وقتش، تعین خارجی میدهد؟ این است؟
عرض كردم، صورت خارجی باید یك ما به ازای خارجی داشته باشد. ما به ازای خارجی این صورت علمیهی در علم عنائی چیست؟ آن كه هنوز وجود پیدا نكرده، آن عدم است. صورت كه به امر عدمی تعلق نمیگیرد. هركس كه میخواهد باشد، خدا یا غیرخدا باشد. صورت وقتی به امر عدمی نمیتواند تعلق بگیرد پس بنا براین به چه چیزی میتواند تعلق بگیرد، حالا بر فرض محال، فرض كنید نفس خدا هم مانند نفس ماست. خب فرض میكنید دیگر. فرض كنیم نفس خدا هم مانند نفس ما، میآید صورت خارجی ایجاد میكند. شما بگویید ببینم آمدید یك حیوانی در ذهنتان تجسم كردید، و این حیوان وجود خارجی ندارد. یك گوسفند ـ تا حالا دوسر بود اما الآن ـ شش سر. شش تا: یك، دو سه، چهار، پنج، شش.
