اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضاء و قدر الهی و انطباق آن با مبانی فلسفی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه مُثل افلاطونی و حقیقت ربطیۀ مجردیه آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که آیا قضاء و قدر دو امر متمایز هستند یا در حقیقت وجودی واحدی با هم تساوق دارند. در ادامه، تفاوت ماهوی میان علم عنائى پروردگار که عینِ تحقق خارجی اشیاء است با علم حصولی و اعتباری انسان تشریح می‌شود. استاد با نقد قضاوت‌های بشری که غالباً معلول حالات نفسانی و هواهای درونی است تا قوای عاقله، بر ضرورت مراقبه و اتصال به مبدأ تأکید می‌ورزند. در نهایت، با تحلیل روایات و آیات مربوط به قضاء و قدر، این نتیجه حاصل می‌شود که قدر در شکم قضاء نهفته است و بسیاری از تصورات بشری درباره تغییر قضاء و قدر، ناشی از جهل نسبت به فعلیت‌های خارجی است که تنها برای اولیاء الهی و معصومین علیهم‌السّلام به علم حضوری معلوم است.

تبیین حقیقت قضاء و قدر الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضاء و قدر الهی و انطباق آن با مبانی فلسفی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه مُثل افلاطونی و حقیقت ربطیۀ مجردیه آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که آیا قضاء و قدر دو امر متمایز هستند یا در حقیقت وجودی واحدی با هم تساوق دارند. در ادامه، تفاوت ماهوی میان علم عنائى پروردگار که عینِ تحقق خارجی اشیاء است با علم حصولی و اعتباری انسان تشریح می‌شود. استاد با نقد قضاوت‌های بشری که غالباً معلول حالات نفسانی و هواهای درونی است تا قوای عاقله، بر ضرورت مراقبه و اتصال به مبدأ تأکید می‌ورزند. در نهایت، با تحلیل روایات و آیات مربوط به قضاء و قدر، این نتیجه حاصل می‌شود که قدر در شکم قضاء نهفته است و بسیاری از تصورات بشری درباره تغییر قضاء و قدر، ناشی از جهل نسبت به فعلیت‌های خارجی است که تنها برای اولیاء الهی و معصومین علیهم‌السّلام به علم حضوری معلوم است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت قضاء و قدر الهی

18
  • بنابراین در مسئلۀ قضاء کلى با قدر جزئى هیچ تفاوتى مشاهده نمى‌کنیم و بر این اساس روایات را باید حمل کنیم. إن‌شاء‌الله جلسۀ بعد از روی متن کتاب می‌خوانیم.

  • تلمیذ: در رابطه با تفاوت بین قضاء و قدر فرمودید که امام در اختیار دارد، اما نسبت به شهادتشان اختیار ندارد و ...

  • استاد: در قضیۀ ابن‌ملجم حضرت در آنجا نسبت به ...

  • تلمیذ: چون هردوتا قضاء است و هردو در علم الهى هست.

  • استاد: خب بنده عرضم همین است. همان‌طورى‌که شما مى‌فرمایید مطلب یکى است منتها مقام تکلیف تفاوت مى‌کند. آن زمانى که ابن‌ملجم پیش امیرالمؤمنین علیه‌السّلام مى‌آید و در ضمن آن ده نفرى هست که از یمن مى‌آیند و سخنرانى مى‌کند و همه از سخنرانى‌اش تعجب مى‌کنند، حضرت مى‌فرمایند که اسمت چیست و بعد مى‌فرمایند: «اُرید حیاته و یرید قتلى».1

  • در آن زمان حضرت در آنجا به همان حیثیت قدر اشاره مى‌کنند که قدر او و من این است و به اینجا خواهیم رسید. هرجا بروم همین است. یعنى «هرجا بروم» اصلاً به‌طورکلی غلط است یعنى حضرت از یک واقعیت فعلیه و عینیۀ خارجیه پرده برداشتند و در همان شب نوزدهم هم صحبت‌های حضرت به همین مسئله اشاره داشت. گفتند که با شما بیرون بیاییم؟! حضرت فرمودند که چه را مى‌خواهید عوض کنید؟! اگر از قضاء حتمى مى‌خواهید مرا نجات بدهید ـ قضاء حتمی یعنی همان قدر ـ اگر حتم شده باشد به‌جاى شما دوتا اگر یک لشکر بیاید هم نمى‌تواند مرا نجات بدهد و [اگر] حتم هم نشده [باشد] شما دوتا هم زیاد هستید! چون حتم نشده و مسئله انجام نشده است. در آنجایى که از زیر آن دیوار بلند می‌شود و به آنجا مى‌روند، حضرت در اینجا بلند شدن و در آنجا رفتن را قدر مى‌دیدند یا نه؟ قدر مى‌دیدند دیگر! یعنى اگر به همان امامت رجوع بکنند مى‌دانند که ایشان باید به آنجا بروند و از این مکان جایشان را تغییر بدهند و به آنجا بروند. این قَدَر مى‌شود. حضرت هم همین کار را کردند پس قضیه فرقى نکرده است منتها در اینجا به آن‌‌طرف این‌طور گفتند که من از آن قضاء که حادث است به قدر رفتم.

    1. . امام شناسى، ج 12، ص 200 آمده است: «اریدُ حِباءَهُ و یریدُ قَتلِى عَذیرَک مِن خَلیلِک مِن مُراد. طبقات ابن سعد، طبع بیروت، ج 3، ص 33. و این روایت را نیز سبط ابن جوزى در تذکره ص 101 از طبقات آورده است و ابن شهرآشوب در مناقب ج 2، ص 80 آورده است، و ابن‌أبى‌الحدید در شرح نهج‌البلاغه طبع مصر، دار الاحیاء، ج 9، ص 118 ذکر کرده است.»
/ 613