اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضاء و قدر الهی و انطباق آن با مبانی فلسفی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه مُثل افلاطونی و حقیقت ربطیۀ مجردیه آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که آیا قضاء و قدر دو امر متمایز هستند یا در حقیقت وجودی واحدی با هم تساوق دارند. در ادامه، تفاوت ماهوی میان علم عنائى پروردگار که عینِ تحقق خارجی اشیاء است با علم حصولی و اعتباری انسان تشریح می‌شود. استاد با نقد قضاوت‌های بشری که غالباً معلول حالات نفسانی و هواهای درونی است تا قوای عاقله، بر ضرورت مراقبه و اتصال به مبدأ تأکید می‌ورزند. در نهایت، با تحلیل روایات و آیات مربوط به قضاء و قدر، این نتیجه حاصل می‌شود که قدر در شکم قضاء نهفته است و بسیاری از تصورات بشری درباره تغییر قضاء و قدر، ناشی از جهل نسبت به فعلیت‌های خارجی است که تنها برای اولیاء الهی و معصومین علیهم‌السّلام به علم حضوری معلوم است.

تبیین حقیقت قضاء و قدر الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضاء و قدر الهی و انطباق آن با مبانی فلسفی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه مُثل افلاطونی و حقیقت ربطیۀ مجردیه آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که آیا قضاء و قدر دو امر متمایز هستند یا در حقیقت وجودی واحدی با هم تساوق دارند. در ادامه، تفاوت ماهوی میان علم عنائى پروردگار که عینِ تحقق خارجی اشیاء است با علم حصولی و اعتباری انسان تشریح می‌شود. استاد با نقد قضاوت‌های بشری که غالباً معلول حالات نفسانی و هواهای درونی است تا قوای عاقله، بر ضرورت مراقبه و اتصال به مبدأ تأکید می‌ورزند. در نهایت، با تحلیل روایات و آیات مربوط به قضاء و قدر، این نتیجه حاصل می‌شود که قدر در شکم قضاء نهفته است و بسیاری از تصورات بشری درباره تغییر قضاء و قدر، ناشی از جهل نسبت به فعلیت‌های خارجی است که تنها برای اولیاء الهی و معصومین علیهم‌السّلام به علم حضوری معلوم است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت قضاء و قدر الهی

10
  • همین اشکال در مورد علم عنائى هم هست. چطور ممکن است در علم پروردگار که مثل نفس ماست، صور اشیاء باشد ولى آن معلوم بالعرض خارجى نباشد؟! صحبت ما در این است! پس آن چیزى که در ذات پروردگار هست و انشاء به او تعلق مى‌گیرد، چیست؟ آیا صرفاً صرف صور است یااینکه نه، همان معلوم خارجى است؟ اینجا ما این را گفتیم که اگر آن معلوم خارجى نباشد و آن معلوم خارجى امر معدوم باشد، نفس بارى تعلق علمیه‌اش به امر معدوم موجب محالیت است و موجب جهل در ذات بارى مى‌شود.

  • معنای ﴿لَمَّا يَعلَمِ﴾ در آیۀ ﴿لَمَّا يَعلَمِ ٱللَهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ مِنكُم وَيَعلَمَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾

  • بنابراین یا باید قائل باشیم که ذات بارى نسبت به اعیان خارجى که در بستر زمان مثل همین مادیات قرار مى‌گیرند و زمان شرط براى وجود خارجى آنهاست یا بارى نسبت به اینها باید جاهل باشد، همان‌طورکه در بعضى از این تفاسیر در این آیات قرآنى که دارد: ﴿لَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ مِنكُمۡ وَيَعۡلَمَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾1 در آنجا براى تفسیر این را گفته‌اند که معنا ندارد که علم معلول براى وجود خارجى افراد باشد و معلول براى مجاهده باشد و معلول براى جهاد فى سَبیلِ الله باشد. خب قبل از جهاد فى سَبیلِ الله خدا عالم نیست دیگر! مى‌گوید که این کار را بکنید تا خدا بداند! پس اگر نکند یعنى نمى‌داند! ﴿لَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَهُ﴾ یعنى علم خدا معلول براى جهاد شماست! انکشاف این حقیقت خارجیه مترتب بر خود آن حقیقت خارجى است. آیات قرآن این را مى‌گویند! خب چه توجیهى مى‌کنند؟! آقایان این را مى‌گویند که منظور تعیّن خارجى است گرچه علم بارى نسبت به این تعلق گرفته است اما تعیّن خارجى که هنوز نیست، آن تعیّن خارجى یعنی ظهور پیدا بکند؛ ﴿لَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَهُ﴾ یعنى آن علم بارى ظهور خارجى پیدا بکند. این معناى ﴿لَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَهُ﴾ است! خب صحبت در این است که این علم بارى نسبت به این ظهور خارجى مسبوق به سابقه هست یا نیست؟! اگر مسبوق به سابقه است، علم که نسبت به امر عدمى تعلق نمى‌گیرد! اگر مسبوق به سابقه نیست پس خدا جاهل است! آن جهل سابق مى‌شود و آن علم بارى هم مسبوق مى‌شود. علم بارى هم که مسبوق مى‌شود پس شما در ذات‌ خدا جهل روا داشتید. در اینجا این اشکال وجود دارد!

    1. . سوره آل عمران (3) آیه142. امام شناسى، ج ‌2، ص 162:
      «... بدون آنکه امتحان الهى شما را فراگیرد، و بدون آنکه مقام مجاهدین در راه خدا و صبر کنندگان در برابر مشکلات و حوادث معلوم و مشهود گردد؟!»
/ 0