
جلسه ۷۳۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامۀ مطالب مرحوم سید 7/11/1432
جلسه ۷۳۷
8بنده دارم یك حرف میزنم، اصلًا كس دیگری مقصودم میباشد، برای من ایمیل میزنند، و میگویند: آقا مقصود از این حرف، ما هستیم!
بابا اصلًا من به خواب هم نمیبینم كه تو آن شخص باشی! تو أنمله و سر انگشت آن شخص هم نمیشوی كه من بخواهم تو را در تصورم بیاورم. تو انمله هم حساب نمیشوی، چطور شخصی كه یك انمله هم حساب نمیشود، مقصودم از آن مصداق مورد نظر او باشد؟ چطور ممكن است؟ هیچ امكان ندارد!. به این ایمیل میكند، به آن ایمیل میكند ... كه آقا، من را این طور قصد كرده است ... در حالی كه من اصلًا او را قصد نكرده بودم! بنده در تصورم هم نبود. پس این حكمت عملی كو؟ وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ...1 كو؟ كجا رفت؟
فقط ما حرفش را خواندیم؟ چقدر ما باید در این توهمات و در این تخیلات باشیم؟ تا كی باید در این توهمات باشیم؟ تا كی باید در این تخیلات باشیم؟ چرا كه همه اینها حساب و كتاب دارد، نتیجه دارد، چون مراقبه همین است، سی سال، چهل سال، پدر ما در صحبتهاش میگفت: مراقبه، مراقبه. مراقبه، مراقبه. ما هم فقط گوش میدهیم. بله! علامه طهرانی از اولیاء الله بوده است! به تو چه مربوطه كه از اولیاء الله بوده است. چقدر به درد تو خورد؟ ایشان از اولیاء بودهاند كه بودهاند! خیلی خوب ایشان بودهاند! چقدر این حرفهایش را عمل كردی؟ چقدر این حرفهایش را به كار بستی؟ چقدر به همان مراقبهای كه گفت گوش دادی؟، كه آن دیگر مربوط به علامه طهرانی نیست، آیه قرآن است.
چقدر به این عمل كردی؟ هیچ! فقط مبلّغ پیغمبریم و تكلیف شرعی داریم! همین! تكلیف شرعی، تكلیف شرعی! اینها همهاش چیست؟ گول زدن خود انسان است. یك قرآن برای سلوك ما كافی است. ما حتی احتیاج به روایات ائمه هم نداریم، روایات ائمه روی سرمان جا دارد، یك قرآن كافی است، یك عمل به آیات قرآن كافی است، چقدر ما عمل كردیم؟
- سوره الإسراء (١٧) ابتداى آيه ٣٦
