اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۳۷

5
  •  ماهی پنجاه تا ایمیل برای من می‌آید، نگاه می‌كنم، دیلیتش (حذف) می‌كنم، برو پی كارت! می‌توانم همه را نگه دارم، می‌توانم همه را سند سازی كنم، چكار كنم؟ به چه درد می‌خورد؟ تا یكی به من ایمیل می‌زند، پاكش می‌كنم.

  •  تا برایتان یك نامه آمد، فوری پاره‌اش كنید. فكرتان را اصلًا این جا نیاورید تا بخواهد مشغول بشود. آدم باید بیكار و احمق باشد تا بخواهد فكرش را به این چیزها مشغول كند، سند نگه دارد، ایمیل نگه دارد، نامه نگه دارد، كه چه؟!

  •  یك شخص جایی رفته بود، حرفهایی را كه درباره ما زده بودند، به صورت یك كتابچه درآورده بود و برای من آورد! خیلی وقت پیش بود. گفت: آقا من رفته‌ام سه ماه تابستان مطالبی كه راجع به شما می‌گویند همه را این جا خدمتتان آورده‌ام، گفتم: از همانجا بردارید و ببرید منزلتان و بسوزانید. پاره‌اش هم نكنید! بسوزانیدش. گفت: آقا ما سه ماه زحمت كشیده‌ایم! گفتم: بیخود كشیدی! اگر از اوّل می‌آمدی پیش من، به این زحمت هم نمی‌افتادی!

  •  حالا این بهتر است، یا این‌كه بگویم: بده به من! ببرم ببینم! و بعد هم دوتا زیراكس و فتوكپی از آن بگیرم و اصلش را هم بدهم صحافی كنند! و نگه دارم و یك فهرستی بنویسم و شماره بندی كنم و كُد بزنم و ...! مگر ما برای اینها در دنیا زندگی می‌كنیم عزیز من؟ مگر خدا ما را برای این حرف‌ها در دنیا آورده است؟ إنّ أمامکم عقبه کئوداً1. من اگر به مطالب این دفترچه اطلاع پیدا می‌كردم بهتر بود یا حالا كه اطلاع ندارم؟ اطلاع ندارم كه چه گفته است، بالاخره هركس حرفی می‌زند. چه دلیلی دارد آدم بیاید وقتش را به این مسائل بگذراند.

  •  آن چه را كه ما از بزرگان یاد گرفتیم، اینها نبوده است، بزرگان این طور نبودند، عیب را نگه نمی‌داشتند، می‌گویم: برای من ماهی پنجاه تا ایمیل می‌آید، هركسی هم هرچه بخواهد، می‌گوید. می‌خندیم! فقط یك مقدار می‌خندیم، تفننی برایمان هست! گاهی اوقات كه نمی آید، دمغ و خمار می‌شویم! بعد می‌بینیم نه، فردایش آمد! رزقمان رسید! رزق می‌رسد!

    1. نهج البلاغه خطبه ٢٠٤ و نامه ٣١ براى توضيح بيشتر رجوع شود به: معاد شناسى ج ٨ ص ٩٥- ٩٧ و حيات جاويد ص ١٤٧