
جلسه ۷۳۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامۀ مطالب مرحوم سید 7/11/1432
جلسه ۷۳۷
1ادامه مطالب مرحوم سید
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
در ادامه مطالب مرحوم سید، عرض میكنیم كه كلمات ایشان نسبت به كیفیت قضاء و قدر و تمثیل و تشبیه به مُثُل افلاطونیه خالی از دقت نیست و قابل تأمل است. منتها با یك فرقی كه در كیفیت تنظیر مثل افلاطونی به مسأله قضاء و قدر و همین طور تشبیه مثل افلاطونیه به حقیقت قضاء مكتوم و قضاء مقدر، وجود دارد.
مرحوم سید در كیفیت قضاء و نزول این حقیقت ارادیه و تعین خارجی كه از آن تعبیر به علم عنائی و صور كلیه می شود1، دو مرتبه برای این مسأله قائل هستند. در مرتبه اوّل، كه همان حقیقت كلیه خود شیء هست كه آن حقیقت كلیه، غیر محدّد و غیر مقید است در هرچیزی كه در عالم خارج اتفاق میافتد. چه از صُور مجرده یا از صور غیر مجرده، در این مسأله تفاوتی ندارد.
هرچیزی یك حقیقت كلیه دارد و یك صورت كلیه دارد كه آن صورت كلیه میتواند مقید و محدّد بشود. من برای تشبیه این مسأله، به نظرم میرسد كه این مثال را به این كیفیت ذكر بكنیم. البته مسأله از این دقیقتر است و یك مقداری هم نیاز به استفاده و استناره از ذوق اشراق و شهود دارد. به همین راحتی نمیشود این مسأله را به این كیفیت ترسیم كرد.
اگر بخواهیم مثال بزنیم، شما وقتی كه دارید در یك بیابانی حركت میكنید، فضای جلوی شما خیلی فضای وسیعی هست، یك جنبندهای را می بینید. چشم انسان یارای این را ندارد كه بخواهد از فاصله خیلی دور یك ماهیتی را به آن حقیقتش ادراك بكند. چرا كه ما محدودیت در دید داریم. از دور یك جنبندهای را میبینیم، این جنبنده یك صورت مبهمه است كه قابل انطباق بر حیوان و انسان است. برای شما مشخص نیست كه این چه چیزی است، مخصوصا كه اگر هوا یك هوای غبار آلود باشد یا یك مقداری تاریك باشد، انسان این را میتواند خوب حس كند، برایش خیلی اتفاق افتاده است.
- شرح الاشارات ج ٣ ص ٣١٦- ٣١٨ و الاسفار ج ٦ ص ٢٩٠- ٢٩٦ و شرح المنظومه ص ١٧٥- ١٧٧ و نهاية الحکمه الفصل الثانى عشر ص ٣٥٦
