
جلسه ۷۳۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 6/11/1432
جلسه ۷۳۶
5و بعد ایشان میگفت ما نمیدانستیم! اصلًا بلیط را به ما نمیداد تا بفهمیم چه موقع میخواهیم حركت كنیم. تا آن موقعی كه وقت پرواز بود بلیطها را دست خودش نگه داشته بود! بلیط برای فردی بود كه از دنیا رفته بود. با بلیط آن شخص متوفی میخواست ایشان را به ایران بیاورد. میگفتند آقا من حاضرم ده برابر پول بلیط را به شما بدهم. آخر این چه كاری است كه دارید انجام می دهید؟! آن هم به عنوان یك اهل علم!
ایشان میگفتند: آن موقعی كه می خواست بلیط را بدهد، یك دفعه من چشمم به آن بلیط افتاد و دیدم به اسم فرد دیگری است. شك كردم! تازه اسم زن هم بود، آن هم یك پیرزن ـ كه در مكه فوت كرده بود، همان جا هم دفنش كرده بودند ـ به مدیر كاروان گفتم: این آقایی كه بلیطها را چك میكند به من چه میگوید؟! آقا این كه بلیط شما نیست، با پاسپورت شما نمیخواند.
ایشان میگفتند: حالتی در آن لحظه بر من گذشت كه تعبیر ایشان این بود كه در همه عمرم كمتر مثل آن برایم اتفاق افتاده بود. و بعد با آن شخص قطعِ رابطه كردند و همه هم او را میشناختند، از همین بازاریها بود و در بازار تهران پارچه فروش بود آن مردتیكه. گفتند اصلًا با او قطع رابطه كردیم. گفتند آقا من ده برابر پول بلیط بهت میدادم، آخه این چه كاری است كه تو داری انجام میدهی؟ حالا خوب بود آن افسری كه مأمور بود اصلًا توجه نكرد، این اصلًا توجه نكرد و تایید كرد، شلوغ و پلوغ بود و او هم قالتاق بازی و اینها را هم خوب بلدند دیگر! آنهایی كه اهل این حرفا هستند، قالتاق بازی، بله! تو قالتاق بازی نمرهشان بیست است! بیست با دوتا علامت ضربدر! سه تا چهارتا.
او یك جوری رل بازی كرد و فلان و كه مثلًا حاج آقا بفرمایید و بفرمایید و كه مثلًا رد شده و شاید نمیفهمید كه كی بوده؟ زن بوده، مرد بوده؟ چه بوده؟ درست شد؟ در حالی كه شاید این یك قضیه برای ما اتفاق بیفتد همین قدر ناراحت بشویم. همین قدر كه خلاف توقعمان باشد. بیشتر به آن بزنیم تا به خودمان. آن چرا یك همچنین پدرسوختگی دارد درمیآورد كه میخواهد همچنین كلكی بزند. اما به خودمان نگاه نكنیم كه حالا از نقطه نظر انتسابش به ما قضیه چه میشود؟ خب این آدم پدر سوخته متلقب حقه باز ... هیچی! این اینطوری است دیگر، این طرف چه؟ این الآن طرفم است دیگر. این كه نگاه نمیكند، شاید هم فرار كند از كاری كه كرده است. این آدم كه نمیایستد جواب بدهد. آدم اینطوری كه پای كارش نمیایستد، این چه؟
