
جلسه ۷۳۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 6/11/1432
جلسه ۷۳۶
4دوم احترام انتساب به رسول خدا. این مورد، مو بر بدن آدم راست میكند.
... واین قضیه هم كه ما عمامه بر سرمان گذاشتهایم، مردم به ما به چشم انتساب به پیغمبر نگاه میكنند. خیلی خیلی، این مسأله مسأله كوبنده و له كننده و تدمیر كنندهای است كه این مطالب را ما احساس كنیم و به آن ترتیب اثر بدهیم.
خیلی این قضیه قضیه عجیبی است و خلاصه همین است كه دست و پای آدم را نسبت به انجام خیلی از مسائل میبندد. و اقدام انسان را نسبت به خیلی از مطالب و امور، متوقف میكند! و بدون دلیل نبود كه بزرگان نسبت به این مسائل اقدام نمیكردند. نسبت به این جریانات و مطالب، وارد نمیشدند. بزرگان همهی این امور را ملاحظه میكردند، این قضیه را در نظر میگرفتند.
دروغ، دروغ است! در اینجا دروغ، دروغ است. در غیر از اینجا هم دروغ است. شما در خارج كشور، در آمریكا هم دروغ بگویید، دروغ است. دروغ در زشتی فرق نمیكند. لذا بعضیها سؤال میكنند كه آقا اگر ما در آنجا یك كاری كردیم و كسی نتوانست جلوی ما را بگیرد، یا اقدامی بكند، آیا اشكال دارد؟
گفتم: آیا میدانند كه شما انجام دادید؟ گفتند: بله. ممكن است بدانند. گفتم: تمام شد! چه تفاوتی میكند شما به یك مسلمان یا به یك مسیحی دروغ بگویید؟! یك مسلمان از شما یك خلاف و خدعه ببیند یا یك مسیحی و یهودی؟ چه تفاوت میكند؟ میگوید این مسلمان است! تازه اینجا یك مقداری بیشتر آدم دست و پایش میلرزد.
حالا فرض كنید طرف مقابل یك مسلمان است و شما میگویید: ما همكیش هستیم دیگر ...! اما آن نصرانی چطور؟ میگوید نگاه كن ببین مسلمانان چكار دارند میكنند!. این مسلمان است! اینطور دارد عمل میكند!. خب این قضیه خیلی فرق میكند. مطلب خیلی متفاوت است.
قضیهای از مرحوم آقا برایتان نقل كردم كه یك نفر از همین مدیران كاروان میخواست با بلیط یك نفر دیگر ایشان را از حج بیاورد. البته این قضیه در زمان سابق یعنی در زمان شاه اتفاق افتاده بود. زیرا كه رفته بود و میخواست با یك خدعهای، با یك مكر و حیلهای این كار را انجام بدهد.
