
جلسه ۷۳۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 6/11/1432
جلسه ۷۳۶
6ما همواره در این دنیا به طرف مقابل نگاه میكنیم. به خودمان نگاه نمیكنیم. به انتساب مسائل به خودمان نگاه نمیكنیم. همیشه میخواهیم ببینیم افراد چقدر نسبت به این قضیه واكنش نشان میدهند. متوجه عرائضم كه هستید؟ طرف مقابل چقدر واكنش نشان میدهد؟! آیا واكنشش زیاد یا كم است؟، دردسر درست میكند یا نه؟
هیچ فكر نمیكنی این قضیه راجع به تو است، طرف مقابل دارد به تو نگاه میكند، به ریش تو كه ادعای نیابت پیغمبر را میكنی میخندد؟! تو ادعای نیابت پیغمبر میكنی و دروغ میگویی؟ تو ادعای نیابت پیغمبر میكنی و حقه میزنی؟ تو ادعای نیابت پیغمبر میكنی وكلك میزنی و خیال هم میكنی من نمیفهمم؟ این سندِ دروغی كه گفتهای! بفرما! درست شد؟ اینجاست كه انسان معنای آن كلام مرحوم آقا را می فهمد كه فرمود: در عمرم یک همچنین حالی برایم پیدا نشد!
این مسأله میزان صدق افراد را نشان میدهد! یعنی اگر ما برویم روی این مسأله و همین كلام فكر كنیم كه چرا برای ایشان یك همچنین حالی پیدا شد به خیلی از مسائل میرسیم.
آخر این یك مسأله دروغ كه نیست، یك قضیه دروغ كه نیست، یك قضیه واقعی است. چرا برای ایشان این قضیه باید پیدا بشود؟ چرا این ناراحتی، یك ناراحتی عادی و متعارف نبود؟
اگر برای ما اتفاق میافتاد ـ راست میگویم ـ چه واكنشی نشان میدادیم؟ این نكاتی كه خدمتتان عرض میكنم، نكات كلیدی راه ماست! تا بدانیم خلاصه در چه وضعیتی هستیم، یك مقداری مسئولیت خود را بالا ببریم. یك مقداری تأمّل خود را بالا ببریم. یك مقداری حسّ مسئولیت پذیری را در خود تقویت كنیم. میتوانیم این لباس را برداریم، لباسی عادی بپوشیم بعد هر غلطی كه میخواهیم، انجام دهیم. هر غلطی، چرا كه آدم عادی هستیم! چرا باید اینطور باشد؟ این نشان میدهد هرچه ادراك و حس باور انسان نسبت به مبانی بیشتر باشد به همان اندازه، باور و التزام و اهتمامش، به لوازم آن مبانی بیشتر خواهد بود. آثار مترتبه بر باور انسان یك چیز طبیعی است!
