اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۳۶

16
  •  و در مرتبه ذات عصمت دارد كه از سرّ بالاتر است. چون امام دارای عصمت مطلقه است، می‌گوید أنا الّذی عصیت جبّار السّماء، أنا الّذی علی سیده اجتری و أنا الذی اعطیتُ علی المعاصی الجلیله الرّشا.1

  •  امام دارد اینها را می‌گوید كه ما هم بفهمیم كه چه خبر است. آن كه امام است، قضیه‌اش این است. دیگر حالا ما باید به حساب خودمان برسیم! این نكته است كه عبودیت انسان را تمام می‌كند. و این است معنی اولئک یبدّل اللَه سیئاتهم حسنات‌.

  •  اضطراب سرّ، آن عدم مرتبه جمعیت بین هوهویت ـ كه همان مرتبه ذات است ـ و بین آن إعمال مقام واحدیت است. این را اضطراب سرّ می‌گویند. یعنی در آن جمعیتی كه شخص باید تعلق به ذات داشته باشد، و از آن ذات به مراتب اسماء و صفات توجه كند!

  •  نه، امام فكر نمی‌كند، آنها كه فكر نمی‌كنند! آن تعلق و ربط و محبتی كه شما كه به پسرتان دارید، فكر نمی‌كنید كه این محبت را دارید. وقتی آن محبت را دارید ربط را هم دارید.

  •  آن مادری كه به بچه‌اش علاقه و محبت دارد، فكر نمی‌كند. آیا دیده‌اید تا حالا مادر فكر كند؟ بنده به این شخص محبت دارم! حالا چكار كنم محبتم بیشتر بشود، چكار كنم كمتر بشود؟ چكار كنم كه ...

  •  اینطور نیست كه اگر فكر كند، محبت بیاید، و اگر فكر نكند، محبت نیاید. فكر نمی‌خواهد! محبت فكری نیست! محبت، ربط است. علاقه، ربط است. عشق ربط است. حس است و فكر نیست!! ما فكر می كنیم. فكر می كنیم به آن جنبه تجلی در آثار و ...، همه فكر می‌كنیم. ولی در اولیاء خدا ربط است و فكر نیست. آن ربط بین ذات و خودشان گاهی اوقات به اسماء و صفات بر می‌گردد. یعنی از آن تعلق ذات، گاهی اوقات به واسطه حالشان به اسماء و صفات توجه می‌كنند، چون گاهی اوقات حالشان هنوز استقرار پیدا نكرده وملكه نشده است.

    1. الاقبال ص ٧١. رجوع شود به کتاب حيات جاويد ص ٤٧ تا ٦١